فارکس رایگان در افغانستان

مدیریت ریسک چیست؟

تا زمانی که ریسک را نپذیریم، نمی توان اثری از مدیریت ریسک در نظر داشت. نیاز است که ریسک های موجود به نوبت مورد بررسی قرار بگیرند. در واقع بسیاری از برند ها این بخش را فراموش می کنند. زمانی که آگاهی از یک ریسک ایجاد شد می بایست آن را پذیرفت! وقتی پذیرش زودتر صورت بگیرد نتیجه ویرانگر ریسک به حداقل می رسد. دقت شود که پذیرش ریسک باید در عمل مشخص باشد. وجود مدیریت ریسک چیست؟ نرم افزار های گزارش فصلی سبب می شود تا مدیریت ریسک رویکرد بهبود یافته تری داشته باشد.

مدیریت ریسک چیست؟

مدیریت ریسک یکی از شرط‌های ضروری برای موفقیت در معامله‌گری فعال (Active trading) است و بااین‌وجود اغلب نادیده گرفته می‌شود. باید در نظر داشت یک تریدر بدون استراتژی مدیریت ریسک مناسب، حتی پس از سود بسیار تنها با یک یا دو معامله بد همه‌چیز را از دست خواهد داد. مدیریت ریسک به کاهش ضرر کمک می‌کند و همچنین می‌تواند معامله‌گران را در برابر از دست دادن کل سرمایه بیمه کند. اگر شما ریسک یک معامله را مدیریت کنید، درهای کسب درامد در بازار برای شما باز خواهد شد.

در ادامه به برخی از استراتژی‌های ساده مدیریت ریسک برای محافظت از سود و سرمایه شما، می‌پردازیم.

سرفصل‌های این آموزش

پایبند بودن به قانون یک درصد

بسیاری از معامله‌گران روزانه از قانون یک درصد پیروی می‌کنند. این قانون به این صورت است که شما هرگز نباید بیش از یک درصد از کل سرمایه خود را در یک معامله قرار دهید. بنابراین اگر برای مثال ۱۰ هزار دلار در حساب معاملاتی خود دارید، موقعیتی که قصد ورود به آن را دارید، تحت هیچ شرایطی نباید بیش از ۱۰۰ دلار باشد؛ یعنی یک درصد از کل سرمایه شما!

این استراتژی در بین سرمایه‌گذاران خردی که سرمایه زیادی ندارند بسیار محبوب است. هرچند گاهی این افراد ریسک بیشتری کرده و با دو درصد از کل سرمایه خود وارد یک معامله می‌شوند.

بد نیست بدانید که سرمایه‌گذاران بزرگ‌تر حتی درصد کمتری از کل سرمایه خود را درگیر یک معامله می‌کنند. چرا که هرچه میزان سرمایه شما بیشتر باشد به طبع آن اندازه موقعیت معاملاتی (Position) شما نیز بزرگ‌تر خواهد بود.

بهترین راه برای متعادل نگه‌داشتن ضرر و زیان، این است که این قانون را رعایت کنید و هیچ‌وقت بیشتر از ۲ درصد از کل سرمایه خود را درگیر یک معامله نکنید. در غیر این صورت کل سرمایه شما در معرض ریسک زیادی قرار خواهد داشت.

تنظیم نقاط حد ضرر و سود (Stop-Loss & Take-Profit Points)

نقطه حد ضرر، قیمتی است که در آن معامله‌گر سهام خود را می‌فروشد و میزان ضرر را به جان می‌خرد. این مسئله اغلب زمانی رخ می‌دهد که روند معامله طبق انتظار یک معامله‌گر پیش نرود. اصولاً نقاط حد ضرر برای این است که معامله‌گر دچار توهم ذهنی “قیمت دوباره برمی‌گردد” نشده و با کمک نقطه حد ضرر، از ضررهای بیشتر جلوگیری می‌کند.

به‌عنوان‌مثال اگر سطح کلیدی حمایت یک رمزارز یا یک سهام شکسته شود، معامله‌گران به سرعت اقدام به فروش آن دارایی می‌کنند.

از طرف دیگر نقطه برداشت سود به قیمتی گفته می‌شود که در آن معامله‌گر سهام خود را می‌فروشد و با کسب سود از معامله خارج می‌شود. معمولاً این نقاط کمک می‌کنند که یک معامله‌گر سود مطمئنه از یک معامله را به دست آورد.

به‌عنوان‌مثال، اگر رمزارز یا سهامی پس از یک حرکت بزرگ صعودی به سطح مقاومتی کلیدی خود نزدیک شود، معامله‌گران ممکن است پیش از رسیدن قیمت به ثبات نسبی در نزدیک‌ترین مقاومت کلیدی اقدام به فروش دارایی کنند.

برنامه‌ریزی معاملات؛ بخشی جدانشدنی از زندگی یک معامله‌گر موفق

معامله‌گران موفق معمولاً این عبارت را نقل می‌کنند: ” از قبل برای معاملات خود برنامه‌ریزی کنید و اجازه بدهید این برنامه‌ریزی‌ها معاملات شما را پیش ببرند.” برنامه‌ریزی کردن، اغلب فاصله بین موفقیت و شکست است.

مشخص کردن حد ضرر (Stop Loss) و نقطه برداشت سود (Take Profit) دو بخش کلیدی از برنامه‌ریزی یک معامله‌گر موفق است. یک تریدر موفق می‌داند که تا چه اندازه حاضر است برای یک دارایی هزینه کند و با چه قیمتی مایل است آن را بفروشد.

با دانستن این موارد، شما می‌توانید احتمال بازدهی معاملات خود را با اهداف تعیین‌شده بسنجید و اگر میانگین سود مناسب باشد، وارد معاملات مذکور شوید.

در سوی دیگر یک تریدر ناموفق غالباً بدون داشتن برنامه در مورد نقاط فروش سود یا زیان، وارد معامله می‌شوند. درست مانند قماربازان به صورت پنجاه‌پنجاه و با تکیه بر شانس پیش می‌روند. آن‌ها در این حین ناگهان مغلوب احساسات شده و معاملات احساسی جای معاملات منطقی را می‌گیرد. در ادامه با هر ضرر افراد معمولاً دوست دارند صبر کنند و امیدوارند که بتوانند پول ازدست‌رفته خود را به شکلی جبران کنند، درحالی‌که اگر سود کنند به طمع کسب سودهای بیشتر شروع به معاملات بی‌پروا می‌کنند.

محاسبه بازده مورد انتظار

تنظیم نقاط حد ضرر و حد برداشت سود برای محاسبه بازده مورد انتظار نیز ضروری است. این محاسبه برای معامله‌گران یا تریدرها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است زیرا به کمک آن انتظارات از معامله شکلی منطقی پیدا خواهد کرد. همچنین، این محاسبه روشی سیستماتیک برای مقایسه معاملات مختلف بوده و نهایتاً به کمک آن می‌توان سودآورترین معاملات را انتخاب کرد.

با استفاده از فرمول زیر می‌توان بازده مورد انتظار را محاسبه کرد:

[(احتمال سود) x (حد سود % سود)] + [(احتمال ضرر) x (حد ضرر% ضرر)]

[(Probability of Gain) x (Take Profit % Gain)] + [(Probability of Loss) x (Stop-Loss % Loss)]

بازده مورد انتظار یک معامله‌گر فعال را می‌توان به کمک این محاسبه به دست آورد. معامله‌گران از این فرمول برای سایر موقعیت‌های معاملاتی استفاده می‌کنند تا نهایتاً دارایی یا رمزارزی که بیشترین بازده را دارد انتخاب کنند. علاوه بر این احتمال سود یا ضرر را می‌توان با استفاده از شکست‌های تاریخی و شکست از سطح حمایت یا مقاومت نیز محاسبه کرد، هرچند برخی از معامله‌گران به کمک تجربه و دانش خود، این میزان را بر پایه علم حدس می‌زنند.

تنوع‌بخشی و هج بودن (Hedge)

هرگز تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد قرار ندهید تا مطمئن باشید که از معاملات خود حداکثر استفاده را می‌برید. اگر تمام پول خود را در یک سهام یا یک رمزارز قرار دهید، در واقع خود را برای یک ضرر بزرگ آماده می‌کنید. بنابراین به یاد داشته باشید که باید به سرمایه‌گذاری‌های خود تنوع‌بخشید. تنوع‌بخشی شامل مسائل زیادی از جمله صنعتی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اید، بازارهای متفاوت و یا حتی مناطق جغرافیایی مختلف می‌شود. این مسئله نه‌تنها به شما کمک خواهد کرد تا ریسک خود را مدیریت کنید ، بلکه فرصت سرمایه‌گذاری‌های بیشتری را در اختیار شما قرار می‌دهد.

همچنین ممکن است زمانی مجبور به حفظ یا هدج کردن(Hedge) موقعیت معاملاتی خود باشید. معمولاً از هدج در زمانی استفاده می‌شود که معامله‌گر به دنبال کاهش اثر نامطلوب حرکت قیمت است. در این مواقع فرد با اقدامی در مخالف جهت بازار یک ارز یا اقداماتی جبرانی برای حفظ سرمایه، از خود در برابر ریسک محافظت کرده و در زمان آرامش بازار، از این استراتژی دفاعی خارج می‌شود.

نسبت ریسک به پاداش یا R%

نسبت ریسک به سود یا پاداش، به میزان سود احتمالی دریافتی به ازای هر واحد دارایی در معرض خطر و ریسک سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. بسیاری از سرمایه‌گذاران از محاسبه بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری و نسبت ریسک / پاداش استفاده کرده تا ریسک موردنیاز برای یک بازده مطلوب را محاسبه کنند.

یک سرمایه‌گذاری با نسبت ریسک به پاداش ۱ به ۷ (۱:۷) به این معنی است که یک سرمایه‌گذار حاضر است با احتساب کسب ۷ دلار، بر سر ۱ دلار از سرمایه‌اش ریسک کند. به همین ترتیب نسبت ریسک / پاداش ۱ به ۳ (۱:۳) نشان می‌دهد که یک سرمایه‌گذار برای کسب ۳ دلار سود باید ۱ دلار سرمایه‌گذاری کرده و بر سر آن ریسک کند.

برای محاسبه ریسک مجدداً نیاز به تعیین نقطه حد ضرر داریم (stop-loss) بین نقطه ورود ما به معامله و میزانی کمتر از این نقطه تعیین می‌شود.

معمولاً بازه‌ای بین ۲ تا ۸ درصد، نقطه مناسبی برای تعیین حد ضرر محسوب می‌شود اما تعیین این میزان بستگی به نوع بازار و روحیه معامله‌گر هم دارد.

نقطه حد سود (Take-Profit) که قبلاً به کمک بازده مورد انتظار محاسبه و پیش‌بینی‌شده است، نیز برای تعیین نقطه خروج مورداستفاده قرار می‌گیرد.

یک معامله‌گر قصد دارد سهمی از یک دارایی را به قیمت ۲۹۰ تومان خریداری کند و حد ضرر را روی ۲۶۰ و نقطه سود را روی ۳۸۰ تومان تعیین کرده است. بنابراین ریسک این معامله به ازای هر سهم ۳۰ تومان و احتمال سود آن ۸۰ تومان است.

با تقسیم ریسک بر پاداش به یک نسبت عددی خواهیم رسید که در این مثال به شکل زیر است:

۰.۳۷۵ = ۸۰ / ۳۰ = ریسک/پاداش

اگر نسبت حاصل‌شده عددی بزرگ‌تر از ۱.۰ باشد، ریسک معامله بیشتر از سو بالقوه آن در یک معامله است پس در نتیجه این معامله ریسک زیادی به همراه دارد. اگر این نسبت عددی کوچک‌تر از ۱.۰ باشد، سود بالقوه این معامله از ریسکی که متحمل خواهیم شد، بیشتر است.

سخن آخر

یک معامله‌گر یا تریدر حتی پیش از ورود به یک معامله، باید نقاط ورود و خروج خود را مشخص کند. با بهره‌گیری از حد ضرر مؤثر، نه‌تنها از ضرر مالی جلوگیری شده بلکه تعداد دفعات خروج غیرضروری از یک معامله نیز به حداقل می‌رسد. همین‌طور با استفاده از روش محاسباتی بازده مورد انتظار و نسبت ریسک به پاداش می‌توان، دیدی وسیع‌تر و هوشمندانه‌تری نسبت به معاملاتی که در آن‌ها قدم می‌گذاریم پیدا کنیم و در پایان، برنامه نبرد را از پیش برنامه‌ریزی کنید تا از قبل بدانید که در جنگ پیروز شده‌اید.

مدیریت ریسک چیست | قوانین مرتبط با ریسک در سرمایه گذاری

شاید همگی شنیده باشیم که می­گویند ۹۰ درصد افرادی که وارد بازارهای مالی می­ شوند شکست می­ خورند و تنها ده درصد برنده از میدان خارج می­ شوند. آیا به علت این موضوع فکر کرده­ اید؟ به‌طورقطع هنگامی‌که فردی به‌تازگی وارد دنیای معامله ­گری می­ شود و این اعداد و ارقام به گوشش می­ خورد با خود می ­گوید من می­ خواهم جزء آن ده درصد برنده باشم. پس چه می ­شود که بعد از مدتی معامله ­گری را رها می ­کند. تفاوت میان افراد برنده و بازنده در چیست؟ اینجاست که مفهوم مدیریت ریسک اهمیت پیدا کرده و نقش آن در معاملاتمان پررنگ می شود.

عدم قطعیت برای یک معامله گر در بورس

ما در دنیایی زندگی می­ کنیم که عدم قطعیت و نامعلومی بر آن حاکم است. از نتیجه هیچ کاری باخبر نیستیم و به‌هیچ‌وجه نمی­ دانیم که آینده چه چیزی برایمان به ارمغان می­ آورد. حال زندگی یک معامله­ گر را در نظر بگیرید. او نیز مانند بقیه درگیر عدم قطعیت است و نامعلومی. از صبح که بازار باز می­ شود تا زمانی که در بازار است و معامله باز دارد با شرایطی پرریسک مواجه است. پس بهترین کار برای او این است که ریسک را به‌خوبی شناخته و درک کند و به‌جای ترسیدن، آن را کنترل نماید.

نقش مدیریت ریسک در سرمایه گذاری ها

نقش مدیریت ریسک در سرمایه گذاری ها

بسیاری افراد به‌محض شنیدن کلمه ریسک به یاد خطر می­ افتند و آن را به‌نوعی معادل با خطر کردن می­ پندارند. آن‌ها دوست دارند تا جایی که امکان دارد از ریسک کردن پرهیز کنند. اما موضوع این است که این طرز فکر اشتباه بوده و ریسک کردن معادل با خطر کردن نیست. نمی ­توان مدیریت ریسک را نادیده گرفت یا آن را حذف کرد. ریسک در ذات هر فعالیت نهفته است و اساساً ماهیت زندگی بر مبنای ریسک است. بنابراین یکی از رمزهای موفقیت این است که بدانید چه ریسک­ هایی را در نظر بگیرید و مطمئن شوید که آن ریسک­ ها منطقی هستند. همواره به یاد داشته باشید که اگر ریسک نکنید، چیزی یاد نمی­ گیرید و نمی­ توانید هیچ کار با ارزشی انجام دهید. بنابراین، قانون زندگی ایجاب می­ کند که به مبحث ریسک به‌طورجدی پرداخته شود. ریسک­ ها را بخشی از زندگی خود کنید، طوری که خودخواسته اتفاق بیافتند و تحت کنترل شما باشند، نه اینکه به‌صورت تصادفی و خارج از کنترل رخ دهند.

اما موضوع این است که افراد یا خیلی زیاد ریسک می­ کنند یا اصلاً تمایلی به ریسک کردن ندارند. همان­طور که اجتناب از ریسک به هر قیمتی، یک اشتباه محسوب می­ شود و می­ تواند فرصت­ های خوب را از بین ببرد، در نظر گرفتن ریسک بسیار زیاد نیز می­ تواند به معنای ورشکستگی مالی یا نابودی باشد.

قوانینی برای مدیریت ریسک

برای آنکه یک معامله­ گر بتواند به‌جای اجتناب از ریسک، آن را بپذیرد باید قوانینی را برای خود وضع نماید. مدیریت ریسک و کنترل آن مسأله پیچیده­ ای نیست و با انجام کارهایی ساده می­ توان به‌خوبی بر آن تسلط یافت. تا جایی که با انجام ریسک­ های منطقی موفقیت در زندگی و سودآوری در معامله­ گری نصیبمان خواهد شد.

انعطاف ­پذیری در پذیرش ریسک

مدیریت ریسک چیست

در مبحث پذیرش ریسک در معامله­ گری انعطاف­ پذیری مهم‌ترین اصل است. ازآنجاکه ما از آینده خبر نداریم، باید آمادگی رخ دادن هر اتفاقی را داشته باشیم. بسیاری از اوقات آنچه منتظرش هستیم رخ نمی­ دهد، در این صورت اگر انعطاف نداشته باشیم خود را در موقعیت­ های بدون راه‌حل گرفتار کرده ­ایم. اگر از ابتدا فقط به یک نتیجه خاص فکر کنیم در صورت محقق نشدن آن نتیجه و نداشتن آمادگی لازم برای نشان دادن واکنشی مناسب، عواقب بدی گریبان گیرمان می­ شود. ولی اگر منعطف باشیم و به تغییر شرایط عکس­ العمل درستی نشان دهیم، به‌مراتب ضرر کمتری متوجه ما خواهد شد. بهتر است همواره گفته فیلسوف بزرگ را آویزه گوشمان کنیم که “تنها چیزی که همیشه ثابت و بدون تغییر می­ ماند، همانا خود تغییر است.” بازارها همواره در حال تغییر هستند بنابراین این بیانیه در دنیای معامله­ گری بیش از هر جای دیگری صادق است. ذکر این نکته ضروری است که انعطاف­ پذیر بودن بدین معنا نیست که با دیدن اولین ضرر استراتژی معاملاتی خود را تغییر دهیم، بلکه بدین معنی است که ارزیابی صحیحی از شرایط بازار و موقعیت­ های معاملاتی داشته باشیم و با استفاده از دانش و اطلاعاتی که در اختیار داریم بتوانیم هرلحظه تصمیم مناسبی اتخاذ نماییم و بدانیم که با تغییر بازارها گاهی لازم است در قوانین و استراتژی­ های خود تغییراتی ایجاد نماییم تا بتوانیم خود را با بازار سازگار کنیم.

طرح­ ریزی برنامه­ ای مناسب و داشتن برنامه ­ای جایگزین

به‌جرئت می ­توان گفت که ما نمی­ توانیم ریسک را به‌طور کامل حذف کنیم، اما یکی از روش­ های خوب برای کنترل ریسک داشتن برنامه ­ای مناسب است. برنامه­ ای که در آن از ابتدا کلیه احتمالات را در نظر بگیریم. معامله ­گری را در نظر بگیرید که سهامی را به امید دست­یابی به سود خریداری کرده و شاهد رشد سهام است و هرروز خبرهای مثبتی در مورد سهام مدنظرش می­ شنود. او سهام خود را نگه می­ دارد تا در موقعیت مناسب­ تری آن را بفروشد و سود بیشتری کسب کند. اما ناگهان سهام ریزش می­ کند و نه‌تنها سودهای کسب‌شده‌اش از بین می­ روند بلکه متضرر نیز می­ شود. اکنون او پر از حسرت و نگرانی است. آن‌قدر که حتی نمی­ داند کار درست چیست. آیا سهام را در ضرر بفروشد یا آن را به امید سود مجدد نگه دارد. اگر این معامله­ گر از ابتدا برنامه­ ای مناسب برای سهام خود داشت، اکنون مستأصل نمی ­شد. برنامه ای که در آن‌همه چیز ازجمله حجم معامله، نقطه ورود، نقطه خروج با سود و نقطه خروج با ضرر مشخص‌شده باشد. بنابراین لازم است که از ابتدا برنامه­ ای واضح و شفاف را برای خود ترسیم نماییم. پس‌ازآن، برنامه جایگزینی را نیز طرح کنیم که اگر برنامه اول مطابق میل­مان پیش نرفت، برنامه دوم را رو کنیم.

در نظر گرفتن بدترین نتایج

همان­طور که در کارهای پروژه­ ای، مدیر پروژه همه حالت­ های ممکن را پیش ­بینی می­ کند و حتی بدترین حالتی که ممکن است رخ دهد را در نظر می­ گیرد، یک معامله ­گر نیز باید پیش از ورود به معامله به بدترین حالت ممکن فکر کند. اگر قبل از انجام معامله بدانیم که احتمال متضرر شدن در معامله بالا است، در صورت رخ دادن چنین اتفاقی، ازلحاظ روحی آسیب نخواهیم دید و به‌طورقطع تحمل ضرر برایمان آسان­تر خواهد بود.

مشخص کردن آستانه تحمل

ازآنجاکه می­ دانیم ممکن است معامله در ضرر بسته شود، پس آستانه تحمل یا همان میزان ریسک خود را از ابتدا تعیین می­ کنیم. باید از همان ابتدا، یعنی پیش از ورود به معامله، مقدار ضرری که می­ توانیم متحمل شویم را مشخص نماییم. بدین ترتیب در صورت مواجه‌شدن با ضرر نه حساب مالی­مان نابود می­ شود و نه احساس­مان.

تمرکز کمتر بر نتایج

مدیریت ریسک چیست؟

یکی از مشکلاتی که بیشتر انسان­ ها با آن دست‌وپنجه نرم می­ کنند تمرکز بر نتایج است. اگر نتیجه کاری خوب از آب درآمد، آن کار خوب بوده و اگر نتیجه کاری بد پیش رفت آن کار از ابتدا بد بوده است. در معامله­ گری هم اوضاع بر همین منوال است. اگر معامله­ ای سودده شد، آن معامله، معامله خوبی بوده و اگر ضررده شد، معامله بدی بوده است. اما حقیقت این است که ماجرا فراتر از این حرف­ها است. نتیجه یک کار یا یک معامله به عوامل مختلفی بستگی دارد که شاید بسیاری از آن‌ها از کنترل ما خارج باشند. تنها کاری که ما می­ توانیم انجام دهیم این است که بر تصمیماتمان تمرکز کنیم نه بر نتایج حاصل از آن‌ها. به‌طور مثال، پیش از آنکه وارد معامله­ ای شویم آن معامله را به‌خوبی و با دقت زیاد تحلیل کنیم و همه جوانب امر را در نظر بگیریم. حد سود و حد ضرر را تعیین نماییم و پس از اطمینان از اینکه مطابق با استراتژی­مان عمل می کنیم وارد معامله شویم. حال بهترین کار این است که از ابتدا فرض کنیم قرار است معامله ضررده شود. درواقع به این فکر کنیم که می­ خواهیم مبلغی را هزینه کنیم تا ببینم نتیجه معامله سودآور خواهد بود یا نه. پس از بسته شدن معامله نتیجه هر چه شود ما ازلحاظ روحی مصون خواهیم بود. اگر سودآور شود بیش‌ازحد خوشحال نمی­ شویم و احساس نمی­ کنیم که حق با ما بوده و اگر ضررده شود نیز نابود نخواهیم شد.

بنابراین بهترین کاری که به‌عنوان یک معامله ­گر می­ توانیم انجام دهیم این است که به‌جای آنکه بر نتایج معامله متمرکز شویم، بر تصمیمات تمرکز کنیم. چراکه تصمیمات تحت کنترل ما هستند اما نتایج نه. پس منطقی نیست که بر مواردی تمرکز داشته باشیم که بر آن اختیار نداریم.

غلبه بر ترس

مدیریت ریسک

هرکسی به دلیلی از ناشناخته­ ها و عدم قطعیت می­ ترسد اما شاید وقت آن رسیده که با ترس ­های غیرضروری و غیرمنطقی خود خداحافظی کنیم. ترس موجب می­ شود که بیش‌ازحد به احساسات توجه نماییم و توانایی تفکرمان کاهش می ­یابد، بنابراین فرآیند تصمیم­ گیری ما را تحت تأثیر خود قرار می ­دهد. عاقلانه نیست که به ترس­ هایمان اجازه دهیم بر زندگی­مان حاکم شوند. هر چه ترس کمتر شود به ریسک کردن اشتیاق بیشتری پیدا می­ کنیم. گاهی ترس موجب می­ شود که بی­ دلیل و بدون منطق از جمع پیروی کنیم. معامله­ گرانی که با ترس غیرمنطقی دست‌وپنجه نرم می­ کنند ممکن است در ابتدا به دلیل ترس از ضرر وارد معامله نشوند، اما وقتی می بینند که دوستانشان سودهای بسیار خوبی به دست آورده ­اند احساس می­ کنند درآمد ساده ­ای را ازدست‌داده‌اند. بنابراین وارد معامله می­ شوند، غافل از اینکه در انتهای بازار صعودی قرار دارند. بهترین کار برای غلبه بر ترس این است که با خود فکر کنید اگر قرار است این کار را انجام بدهم، باید دل به دریا بزنم و هر چه زودتر وارد عمل شوم.

تعادل در ریسک

افراد ریسک­ پذیر

به‌طورقطع وقتی صحبت از مدیریت، کنترل و ایجاد تعادل در ریسک پیش می­ آید، همان­قدر که پذیرش ریسک برای افراد ریسک ­گریز و رفتن در دل ماجرا اهمیت پیدا می­کند، افراد ریسک­ پذیر نیز باید توانایی لحظه­ ای صبر و تفکر در مورد عواقب در نظر گرفتن ریسک بیش ­از حد را بیاموزند. برخی معامله ­گران به‌جای آنکه از ریسک به‌عنوان ابزاری در جهت بهبود معاملات و کسب سودهای منطقی استفاده کنند به‌نوعی به دنبال هیجان و شرط ­بندی در معاملات هستند. آن‌ها پس از مدتی به مقدار ریسک فعلی عادت می­ کنند و مانند افراد معتادی که پس از مدتی به دوز بالاتری از مواد مخدر نیاز پیدا می­کنند، مجبور می­ شوند با ریسک­ های بالاتری وارد معاملات شوند. بنابراین این نکته را به خاطر بسپاریم که نادیده گرفتن خطر و عمل کردن به‌گونه‌ای که گویی چیزی به ما آسیب نمی­ رساند نیز به‌اندازه اجتناب از ریسک، غیرمنطقی است.

صحبت پایانی

درنهایت باید گفت اگر می­ خواهیم جزء ده درصد افراد برنده باشیم باید دیدگاه مثبتی راجع به ریسک داشته باشیم. از ریسک کردن نترسیم. ریسک را دوست خود بدانیم. اجازه ندهیم که ریسک بر ما مسلط شود بلکه آن را تحت کنترل خود درآوریم و بر آن تسلط یابیم. بپذیریم که ریسک در سرشت معامله­ گری وجود دارد و مهم­تر از آن، در ذات زندگی نهفته است. بدانیم که معامله­ گری نیز فرقی با بقیه مشاغل نمی­ کند و باید با ریسک مختص به آن مواجه شویم و با رعایت چند نکته ساده و نهادینه کردن آن‌ها در وجودمان ریسک را چنان مدیریت کنیم که ما را به سمت سودآوری و زندگی موفق هدایت کند.

اما به یاد داشته باشیم همان­طور که باید در هر کاری تعادل را رعایت کنیم در ریسک کردن نیز باید متعادل عمل کنیم.

نویسنده: زینب آذریان

چطور با تخفیف کارمزد در صرافی های ارز دیجیتال ثبت نام کنیم؟

نام صرافی تخفیف کارمزد IP خارج از ایران لینک ثبت نام
کوکوین دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کوینکس
دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت پین
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کیوسک دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت ۲۴
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
آبان تتر
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد

توجه: با وجود اینکه دو صرافی کوینکس و کوکوین هر دو فعلا بدون نیاز به تغییر IP فعالیت می‌کنند اما بهتر است برای امنیت بیشتر از IP ثابت خارج از ایران استفاده کنید.

برای ورود به صرافی کوینکس حتما باید با IP خارج از ایران وارد شوید.

ریسک و انواع آن

مدیریت ریسک

بانک ها و موسسات مالی در سراسر دنیا و در اقتصاد های گوناگون کشور ها، به عنوان ارکان مهم و اثر گذار در انواع فعالیت های اقتصادی و بازرگانی شناخته می شوند.

اکثر اشخاص برای سپرده گذاری یا استقراض وجه نقد، با این نوع از نهاد ها سر و کار دارند و همچنین در کنار آن، دولت و مراجع نظارتی مالی، با ایجاد رابطه نزدیک با این موسسات، در صدد تثبیت سیاست های پولی و مالی و کسب اعتماد از توانایی و اثر بخشی مقرراتی که برای تامین سلامت اقتصادی و مالی جامعه وضع شده، می باشند.

در این بین، شناسایی انواع ریسک و خطراتی که عملیات گوناگون بانک ها و موسسات اعتباری را تحت شعاع خود قرار می دهد، یکی از ابزار هایی است که مدیریت ارشد می تواند با استفاده از آن، از وقوع خطرات احتمالی جلوگیری نموده و یا دامنه آسیب رسانی آنها را تا میزان قابل قبولی کاهش دهد که تحت عنوان مدیریت ریسک مورد استفاده قرار می گیرد.

مفهوم ریسک:

در واقع می توان گفت که ریسک ها حاصل از قرار گرفتن نهاد های مالی در برابر عدم قطعیت ها و عدم اطمینان از نتیجه رخداد ها می باشند. برخی مواقع می توان به کمک تحلیل های آماری، احتمال وقوع هر یک از نتایج محتمل را برآورد نموده و پیامد های آن را تا حدی پیش بینی کرد.

کاملا واضح و مشخص است که هر اندازه این بررسی ها جزئی و دقیق تر باشند و جنبه های مختلف را در نظر گرفته بگیرند، نتایج به دست آمده از فضای عدم اطمینان مطلق به سمت عدم اطمینان های نسبی حرکت خواهد نمود.

ماهیت و اثر ریسک:

اثر ریسک دارای سه نوع ماهیت متفاوت زیر می باشد:

  1. ریسک کوتاه مدت: این نوع ریسک به ریسک ناشی از عملیات و فعالیت ها مرتبط است.
  2. ریسک میان مدت: این نوع ریسک به تاکتیک های شرکت مرتبط است.
  3. ریسک بلند مدت: این نوع ریسک به استراتژی های کلی شرکت مرتبط است.

مدیریت ریسک:

اصطلاح مدیریت ریسک در تمامی کسب و کار ها شامل روش ها و فرآیند هایی می باشد که سازمان ها به منظور مدیریت انواع ریسک و استفاده از فرصت هایی که منجر به دست یابی به اهداف خاص بیزینس خاص خود استفاده می کنند.

بنابراین می توان گفت که مدیریت ریسک سرمایه گذاری به عنوان یکی از اصلی ترین زیر شاخه های مدیریت ریسک هم در سطح جزئی و هم در سطح کلی قابل استفاده است.

موسسه مشاوران مطالعه مقاله ارزیابی ریسک را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

مدیریت ریسک و انواع آن

مدیریت ریسک و انواع آن

انواع ریسک:

در حالت کلی دسته بندی های مختلفی برای انواع ریسک در منابع گوناگون ارائه شده است که یکی از آنها، ریسک های تجاری (Business Risk) و ریسک های غیر تجاری (Non-Business Risk) می باشد.

ریسک ‌های تجاری، به ریسک‌ هایی گفته می شود که یک بنگاه یا کسب و کار، کاملا به آن واقف است و از آن برای ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش برای سهامداران استفاده می نماید، در حالی که ریسک هایی که کسب و کار کنترلی روی آنها ندارد، ریسک های غیر تجاری نامیده می شود.

ریسک‌ های مالی (Financial Risks) در گروه ریسک ‌های تجاری قرار دارند که از زیان‌ های احتمالی در بازار های مالی ناشی می شوند.

ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک:

دسته بندی دیگری از انواع ریسک که به طور خاص روی ریسک های مالی تعریف می شود، عبارت است از ریسک های سیستماتیک (Systematic Risks) و ریسک های غیر سیستماتیک (Nonsystematic Risks).

ریسک های سیستماتیک یا تنوع ناپذیر (Nondiversifiable Risks) عبارتند از ریسک هایی که تمامی اوراق بهادار را تحت تاثیر خود قرار می دهند.

انواع ریسک سیستماتیک:

  • ریسک نرخ بهره
  • ریسک تورم
  • ریسک نرخ ارز
  • ریسک سیاسی
  • ریسک بازار

ریسک های غیر سیستماتیک یا اصطلاحا تنوع پذیر (Diversifiable Risks) آنهایی هستند که بر یک یا چند نوع اوراق بهادار اثر گذار می باشند.

انواع ریسک غیر سیستماتیک:

  • ریسک های اعتباری
  • ریسک های تجاری
  • ریسک های مالی
  • ریسک های نقدینگی
  • ریسک های عملیاتی

درواقع مطابق دسته بندی فوق، ریسک کلی یک دارایی یا یک کسب و کار به صورت زیر در نظر گرفته می شود:

ریسک های قابل اجتناب (غیر سیستماتیک) + ریسک های غیر قابل اجتناب (سیستماتیک) = ریسک کلی

و از آنجایی که عوامل سیستماتیک از شرایط کلی بازار و عوامل غیر سیستماتیک از شرایط خاص یک کسب و کار ناشی می شوند، می توان گفت:

ریسک کلی یک دارایی = ریسک های مختص شرکت + ریسک های بازار

همان گونه که پیش تر بیان شد، ریسک های مختلفی در دل ریسک های سیستماتیک و غیر سیستماتیک وجود دارد که شرح آنها در منابع مختلف ارزیابی و مدیریت ریسک گنجانده شده است.

در این میان چهار ریسک اصلی موجود هستند که تاثیر گذاری بیشتری نسبت به بقیه دارند و در بحث اندازه گیری و مدیریت ریسک نقش پررنگ تری را ایفا می کنند که در ادامه مطلب به آنها پرداخته شده مدیریت ریسک چیست؟ است.

ریسک های بازار:

ریسک بازار، به ریسک های زیان ناشی از حرکات یا نوسانات غیر منتظره در قیمت ها یا نرخ های بازار گفته می شود.

در حالت کلی نمی توان ریسک بازار را از ریسک هایی هم چون ریسک اعتباری و عملیاتی تفکیک نمود زیرا گاهی اوقات این ریسک ها، خودشان منشا ایجاد ریسک بازار هستند.

ریسک های اعتباری:

این نوع، ماحصل این رویداد هستند که طرف قرارداد، نخواهد یا نتواند به مواردی که در قرارداد به آنها متعهد شده است، عمل نماید.

تاثیر ریسک های اعتباری با هزینه جایگزینی وجه نقد ناشی از نکول (Default) طرف قرارداد سنجیده می شود.

این ضرر شامل احتمال نکول (Probability of Default)، مبلغ تحت نکول (Exposure at Default) و نرخ بازیافت (Recovery Rate) می شود.

به بیان دیگر می توان گفت که ریسک های اعتباری، ضرر های محتملی هستند که در اثر یک رخداد اعتباری اتفاق افتاده باشند، که رخداد اعتباری نیز زمانی که توانایی طرف قرارداد در انجام تعهداتش تغییر کند، اتفاق می افتد.

علاوه بر این، ریسک اعتباری شامل ریسک دولت ها زمانی که روی نرخ های برابری ارز اعمال نظر می کنند نیز می گردد.

موسسه مشاوران مطالعه مقاله ریسک شرکت های حسابداری را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

ریسک های اعتباری

ریسک های اعتباری

ریسک های نقدینگی:

ریسک های نقدینگی در حالت کلی دو صورت دارند:

ریسک نقدینگی دارایی یا Asset Liquidity Risk:

ریسک نقدینگی دارایی که گاه با عنوان ریسک نقدینگی بازار-محصول نیز نامیده می شود زمانی که معامله با قیمت رایج بازار قابل انجام نباشد، ظاهر شده و بین طبقات دارایی های مختلف در زمان های متفاوت، نسبت به شرایط بازار می تواند تغییر کند.

ریسک های نقدینگی تامین مالی یا Funding Liquidity Risk:

که ریسک‌ جریان وجه نقد (Cash Flow Risk) نیز نامیده می شود، به ناتوانی پرداخت تعهدات بر می گردد، که می تواند به نقد کردن سریع و تبدیل ضرر روی کاغذ به ضرر واقعی، منجر شود.

ریسک های عملیاتی:

ریسک عملیاتی همان گونه که از نامش مشخص است، ناشی از اشتباهات و خطا های فنی حین عملیات کسب و کار است.

اشتباهات مدیریتی، فقدان تجربه و دانش کافی از حوزه کسب و کار، نقص در اطلاعات، مشکل در پردازش داده ها و معاملات و غیره، همگی می توانند سر منشا ریسک های عملیاتی تلقی شوند.

باید توجه داشت که عواقب ریسک عملیاتی اما تنها مختص فرآیند های عملیاتی کسب و کار نخواهد بود و گاه منجر به ریسک های اعتباری و بازار نیز می تواند گردد.

اگر این مطلب برای شما رضایت بخش بوده است، مطالعه مقاله کشف تقلب را به شما پیشنهاد می کنیم.

از مدیریت ریسک و بایدها و نبایدهای آن در پروژه چه می دانید؟

همه ما در طول زندگی شخصی و حرفه ای خود بارها با ریسک های کوچک و بزرگی مواجه شده ایم. خیلی وقت ها توانسته ایم با آن دست و پنجه نرم کنیم و از پس آن بربیاییم. اما خیلی وقت ها هم نتوانسته ایم راهکاری برای رفع آن پیدا کنیم و در عواقب دامن گیر و نتایج ناخوشایند آن گیر افتاده ایم. آنچه که در این اتفاقات مهم و تاثیرگذار است، دانش و آگاهی ما نسبت به مدیریت ریسک و چگونگی آن است.

مدیریت ریسک یعنی دستیابی به موفقیت و اهداف با وجود تمام عوامل خطرساز و اتفاقات از پیش تعیین نشده. اینکه به جای فرار از ریسک، با آن مقابله کنیم و با کنترل ریسک، خطرات احتمالی یا خسارات وارد شده را کاهش دهیم.

مدیریت ریسک چیست؟

مدیریت ریسک چیست؟

مدیریت ریسک (Risk Management) فرآیندی است که طی آن نتایج احتمالی یک ریسک (عامل خطر ساز) شناسایی شده و پس از تحلیل آن، راهکارهایی برای کاهش میزان نتایج نامطلوب حاصل از آن ریسک ارائه می شود. این فرآیند اگر به درستی انجام شود، می توان ریسک را کنترل کرد و در صورت وقوع نیز میزان تاثیر منفی آن را کاهش داد.

مدیریت ریسک یک روش سیستماتیک است که از چهار مرحله تشکیل شده است:

  1. شناسایی ریسک های احتمالی
  2. تحلیل و ارزیابی
  3. نظارت
  4. پاسخگویی به ریسک

آنچه که در این فرآیند اهمیت دارد، استمرار و دنباله دار بودن آن است. این که شما تنها پیش از شروع یک پروژه یا ابتدای آن مدیریت ریسک را انجام دهید، شما را از خطرات احتمالی پروژه حفظ نمی مدیریت ریسک چیست؟ کند. آنچه که مهم است این است که در طول انجام پروژه نیز در بازه های زمانی مختلف نیز ریسک های جدید را بسنجید و آمادگی خود را برای هر اتفاقی حفظ کنید.

دلیل حیاتی بودن مدیریت ریسک در پروژه ها، پیشگیری از اتفاق افتادن بحران و بهترین راه مبارزه با حوادث ناگوار مسیر پروژه است. در این صورت حتی اگر بحران هم ایجاد شود، نتایج نامطلوب آن تا حد ممکن کاهش می یابد. اهمیت مدیریت ریسک در کسب ‌و کار به این دلیل است که طی آن ضررهای مالی کاهش یافته و باعث پیشگیری از اتلاف زمان در رسیدن به اهداف اصلی کسب و کار می ‌شود. همچنین ریسک ‌های با اولویت بالاتر شناسایی شده و هزینه ‌های احتمالی ناشی از آنها در طول اجرای پروژه مدیریت خواهند شد.

مدیریت ریسک چیست؟

شناسایی ریسک های احتمالی

بهتر است برای این گام با اعضای تیمی که پروژه را پیش می برید، ریسک های ممکن را شناسایی کرده و آمادگی کافی برای رویارویی با هر اتفاقی را داشته باشید. تلاش خود را بر این بگذارید که ریسک را از همه جوانب بررسی کنید و ریسک های مختلف در بخش های مختلف را بررسی کنید.

آنچه که مهم است بدانید این است که ریسک ها الزاما به صورت ناگهانی اتفاق نمی افتد. گاهی شما تصمیمی می گیرید که می دانید با ریسک همراه است. اما در آن بازه از زمان می پذیرید که ریسک کنید. پس اینجا مدیریت ریسک و در نظر گرفتن راه حل برای نتایج ناخوشایند احتمالی بسیار ضروری است.

مدیریت ریسک چیست؟

تحلیل و ارزیابی ریسک

این گام مختص به تحلیل و ارزیابی ریسک است. اینکه بدانید کدام ریسک‌ الویت بیشتری دارد، کمک می کند تا زمان کافی برای اقدامات پیشگیرانه داشته باشید. شما پیش از این ریسک های احتمالی را شناسایی کرده اید و به خوبی می دانید که میزان اثرگذاری آن چقدر است. یا این اطلاعات می توانید ریسک های ممکن را درجه بندی و برای پیشگیری، مقابله یا حل آن بر حسب الویت اقدام کنید.

الویت نیز با آن دسته از احتمالاتی است که امکان وقوع و تاثیرگذاری آن بیشتر است. الویت اول شناسایی و حل ریسک‌ هایی است که بیشترین اهمیت را در کسب و کار شما داشته، چرا که در صورت وقوع بیشترین ضرر را به شما تحمیل کرده و جبران عواقب ناشی از آن نیز بسیار سخت است.

در الویت مدیریت ریسک چیست؟ بعدی به بررسی و حل خطراتی بپردازید که احتمال وقوع آن کمتر بوده و صدمات کمتری نیز به همراه دارند. الویت پایانی خود را نیز به خطراتی اختصاص دهید که به اندازه کافی جدی نیست و با راهکار آسانی حل می شود.

مدیریت ریسک چیست؟

نظارت بر ریسک

در این گام شما باید به طور مستمر، دقیق و منظم مسیر پروژه را بازبینی کنید تا در صورت بروز هرگونه تغییر آمادگی لازم را کسب کنید. اگر تغییری اتفاق بیفتد، شما نیز باید استراتژی های خود را تغییر دهید و دوباره اقدامات پیشگیرانه خود را ارزیابی کنید. اگر هم پروژه بدون هیچ تغییری پیش رود، شما می توانید میزان اثرگذاری راهکارهای پیشگیری از ریسک را که به کار گرفته اید، بسنجید.

مدیریت ریسک چیست؟

پاسخگویی به ریسک

بعد از آنکه ریسک را شناسایی کردیم، تحلیل و ارزیابی و نظارت بر آن انجام شد، پس از آن نوبت پاسخگویی به ریسک است. در این گام با چند راهکار می توانید با ریسک مقابله کرده و یا در صورت اتفاق افتادن، رویکردی به کار گیرید تا کمترین میزان ضرر را متحمل شوید.

این شیوه پاسخگویی شامل موارد زیر است :

پیشگیری: مقابله با ریسک یا از بین بردن دلایلی که سبب آن می شود.

تعدیل: با کم کردن احتمال وقوع ریسک، ضرر مالی تخمین زده شده نیز کاهش می یابد.

پذیرش: با یک برنامه اضطراری از پیش تعیین شده، عواقب ناشی از ریسک را بپذیریم.

در پایان بد نیست بدانید که مدیریت ریسک یک فرآیند همیشگی است و شما تنها پیش از شروع یک پروژه یا در ابتدای کار به آن احتیاج ندارید. مهمترین بخش کار این است که بدانیم در هر مرحله از مسیر پروژه چه خطراتی ما را تهدید می کند و چگونه حرکت کنیم تا ریسک های کمتری در مسیرمان قرار گیرد. قدرت ریسک پذیری و تحمل عواقب آن نیز از دیگر دستاوردهای مدیریت ریسک است که مدیریت ریسک چیست؟ با در پروژه های مختلف آن را فرا خواهیم گرفت و تقویت خواهیم کرد.

آشنایی با مدیریت ریسک و راهکار هایی برای کاهش خطرات در کسب و کار

مدیریت ریسک

اول از هر چیز باید تعریف درستی از مدیریت ریسک در ذهنمان وجود داشته باشد و این تصور که مدیریت ریسک یعنی ریسک به صفر برسد اشتباه است!

مدیریت ریسک چیست؟

مدیریت ریسک

فرض کنید شرکت بزرگی دارید و شما مدیر شرکت هستید. در بین کارمندان شما یک کارمند از روز اول تاسیس شرکت در کنار شما بوده است و بخش های مختلف کار را به صورت کامل و دقیق یاد گرفته است و حتی کمک می کند آموزش به گروه های جدید نیز داده شود. حال فرض کنید که مدتی است کارمند مورد نظر به خوبی قبل کار نمی کند، دل به کار نمی دهد و بر روی سایر کارمندها نیز تاثیر منفی می گذارد. شما این موضوع را متوجه شده اید و او تلاش کرده اید که او را از این مسیر خارج کنید، به او پاداش داده اید و یا از روش های ترغیب کننده استفاده کردید اما باز هم تاثیر چندانی ندیده اید.
حال شما به عنوان مدیر دو راه بیشتر ندارید. راه اول اخراج کارمند است و این یعنی شرکت شما درگیر یک ریسک بسیار بزرگ می شود. به هر حال کارمند مورد نظر اگر کمتر کار می کند از هیچی بهتر است و در صورت اخراج وی می بایست کسی را پیدا کنید که تا حد زیادی به مسائل کاری تسلط دارد و این کار شاید ماه ها طول بکشد.
راه دوم شما این است که اجازه دهید او در شرکت بماند و در این صورت کارمند برای شما هم سود دارد و ضرر!
در هر دو روش مشخص شد که شما برای شرکتتان درگیر ضرر می شوید! در این راستا نیاز به مدیریت ریسک داریم!

مدیریت ریسک به ما کمک می کند در شرایط خطر آفرین نیز باز هم اهداف خود را جدی بگیریم! در واقع وقتی مدیریت ریسک به درستی دنبال شود به جای فرار از خطراتی که بر سر راه ما قرار گرفته است و مدیریت صحیح را در میدان ایفا می کنید و خطر را تا حد زیادی کاهش می دهیم.
مدیریت ریسک به این صورت است که در ابتدا ریسک شناسایی و تحلیل و ارزیابی و کنترل می شود و تمام هدف این است که نتایج نامطلوب حاصل به حداقل برسد. دقت کنید که در این راه نیاز است که یک سری حوادث قابل پیش بینی یا ناگهانی به صورت همه جانبه در نظر گرفته شود و تلاش صورت می گیرد که کسب دانش و آگاهی به شکل درستی باشد تا موقعیت بهتر و سودآوری فراهم شود.

مدیریت ریسک را با مدیریت بحران اشتباه نگیرید!

وقتی صحبت از مدیریت بحران است یعنی وضعیت بحرانی ایجاد شده است و این وضعیت پس از مدیریت ریسک چیست؟ یک حادثه ناگهانی است و قرار است که وضعیت ایجاد شده مدیریت شود. در خصوص مدیریت ریسک شرایط فرق دارد و قرار است که مدیریت و پیشگیری پیش از وقوع حادثه صورت بگیرد. دقت کنید که مدیریت بحران سبب می شود بنابراین مدیریت ریسک به نوع زیادی آسیب های احتمالی را به حداقل می رساند.

لزوم حیاتی بودن مدیریت ریسک برای کسب و کار

یک کسب و کار هر چقدر وسیع و جا افتاده و مطرح و یا تازه کار نوپا همیشه در معرض خطر است! ما انسان ها همیشه در خطر هستیم همین حالا که نفس می کشیم این امکان وجود دارد که یک ذره آلوده وارد تنفس ما شود و ما را بیمار کند بنابراین ریسک در هر لحظه از زندگی ما وجود دارد. در خصوص کسب و کار ضررهای مالی و زمانی از موارد بسیار مهم و رایج هستند و مدیریت ریسک برای کسب و کار اهمیت زیادی دارد.
برای اینکه پروسه مدیریت ریسک در کسب و کار دقیق دنبال شود نیاز به یک مدیر پروژه متخصص دارید. او باید همه موارد ریسک آفرین را بررسی و جمع آوری سازد و از سوی دیگر فهرستی تهیه کند تا در آن به همه موضوعات اشاره شده باشد. دقت کنید که شما به عنوان فردی که قرار است برای شرکت خود مدیریت ریسک در نظر بگیرد باید واقع بین باشید. هرچه اطلاعات جمع آوری شده بیشتر و بهتر باشد پروسه مدیریت ریسک بهتر پیش می رود. از سوی دیگر ذهنیت اولیه برای همه افراد ارزیابی می شود و نیاز است که بدترین رویدادهای کاری نیز گزارش و پیش بینی شوند.

9 مرحله از مدیریت ریسک

برای مدیریت ریسک 9 مرحله جالب وجود دارد که بهتر است دنبال کنید:

محلی برای ثبت ریسک:

نیاز به سیستمی است تا مدیریت ریسک در آن به خوبی صورت بگیرد. این سیستم باید به شکلی دنبال شود که ریسک بر اساس تاریخ ثبت شود و احتمالات مرتبط ارزیابی شود و وضعیت آنها مشخص شود.

شناسایی خطرات:

مرحله دوم مربوط به شناسایی خطرات است. در واقع باید اطمینان حاصل شود که همه تیم به اندازه لازم برای مقابله با خطر آماده هستند. خطرات باید همه جانبه شناسایی شود و تفاوت آنها نیز بررسی شود. مساله نیاز به دسته بندی مختلف و بررسی خطرات هر دسته است.

شناسایی فرصت مختلف:

وقتی که در حال شناسایی ریسک هستید یک سری فرصت ها در آن وجود دارد. فرصت های جدیدی که همه رویدادها را مدنظر قرار می دهد و از سوی دیگر می تواند اثر گذاری خوبی داشته باشد. به هر صورت فرصت های مثبت جدید و ناگهانی بسیار اثر بخش هستند.

تحلیل خطرها:

یک بخش مهم دیگر این است که تحلیل درستی از خطرها در نظر گرفته شود. در واقع باید تحلیل صورت بگیرد که احتمال وقوع این خطرات چقدر است. هر یک از آثار مخرب ارزیابی می شود. به طور کلی تخمین در زمینه ریسک بسیار مهم است و خسارت مالی باید پیش بینی شود.

ارزیابی و رتبه بندی خطرات:

خطرات باید رتبه بندی و بازاریابی شوند. در واقع باید مشخص شود کدام ریسک ها مهم تر هستند و نیاز است که برای پیشگیری آنها وقت بیشتری گذاشته شود. نیاز است که معیار رتبه بندی ریسک موجود را ارزیابی کنید.

یافتن راه حل رفع خطر:

زمانی که شناسایی و تحلیل و رتبه بندی مدیریت ریسک چیست؟ ریسک به پایان رسید نیاز است که روش های مقابله با آن پیدا شود. در واقع باید تکنیک خاصی برای آن مشخص شود.

انتخاب فرد مناسب برای مقابله با ریسک:

برای مقابله با هر ریسک نیاز است که یکی از اعضای تیم بر اساس توانایی و روحیاتی که دارد انتخاب شود. فردی که انتخاب می شود باید برای ریسک مورد نظر مناسب باشد.

به روزسانی و بررسی مدام خطرات:

زمانی که خطرات مشخص شدند بسیار مهم است که درک خوبی از خطرات ایجاد شود و سطح ریسک ها بررسی شود به این ترتیب باید گزارش کاملی از خطرات و ریسک های مختلف بررسی شود و مرتب سازمان زیر ذره بین قرار بگیرد.

پیام نهایی مدیریت ریسک:

مدیریت ریسک

مدیریت ریسک بر اساس یک تمرین دنبال نمی شود و باید کار مداوم صورت بگیرد و توجه و زمان مناسبی صرف شود. بسیار مهم است که بتواند رویکرد مدیریت ریسک بررسی و قابل قبول باشد.

مدیریت ریسک و کاهش آن با شناسایی صحیح

ریسک باید به طور صحیح شناسایی شود! اولین گام برای غلبه به ریکس این است که سطح شناسایی به درستی صورت بگیرد. برندها معمولاً به این نکته توجه کمتری می کنند و این موضوع دردسر ساز می شود. بسیاری از شرکت ها در زمان بروز بحران اقدام به تصمیم گیری برای شناخت ریسک احتمالی می کنند و این پروسه بسیار دردسر ساز خواهد بود.
مدیریت ریسک یعنی ما همیشه آمادگی لازم برای رویایی با خطر را داشته باشیم بنابراین باید شیوه هایی برای شناسایی ریسک ها و تفاوت ریسک ها با هم انتخاب کنید. یکی از روش های مناسب در شناسایی ریسک این است که از افراد خبره در این زمینه استفاده شود. کسانی که تخصص بالایی دارند و ریسک های زیادی را مدیریت کرده اند.
گاه برای شناسایی یک ریسک نیاز است که تامل بیشتری بر روی کسب و کار داشته باشیم. فشار کاری زیاد شناسایی ریسک در کار را بسیار سخت می کند برای شناسایی ریسک و کاهش خطرات در کسب و کار باید بتوانیم:

  • اطلاعات دقیق و طبقه بندی شده ای داشته باشیم.
  • موقعیت برندمان را شناسایی کنیم.
  • بودجه مناسبی بر اساس برندمان در نظر بگیریم.
  • نیاز است شرایط رویارویی با ریسک را داشته باشیم.

پیش بینی ریسک به شیوه تاثیر گذار

یکی از روش های مدیریت ریسک که سبب می شود خطرات کسب و کار بسیار کاهش یابد پیش بینی ریسک است. پس از اینکه ریسک ها شناسایی شدند می بایست یک سری شیوه های مناسب در نظر گرفته شود که بتواند پیش بینی ریسک را عمیق تر سازد. پیش بینی نحوه اثر گذاری یک ریسک روی کسب و کار اغلب با مقداری ابهام روبرو است. این موقعیت سبب می شود که ماهیت متغیری در حوزه کسب و کار صورت بگیرد. بنابراین باید پیش بینی های غیر واقع گرایانه کنار گذاشته شود.
تلاش هرچه دقیق تر روی کسب و کار پروسه مدیریت ریسک را آسانتر می کند. میزان دقت در پیش بینی ریسک سبب می شود که ریسک کاه یابد.

کنترل و پذیرش ریسک

مدیریت ریسک

تا زمانی که ریسک را نپذیریم، نمی توان اثری از مدیریت ریسک در نظر داشت. نیاز است که ریسک های موجود به نوبت مورد بررسی قرار بگیرند. در واقع بسیاری از برند ها این بخش را فراموش می کنند. زمانی که آگاهی از یک ریسک ایجاد شد می بایست آن را پذیرفت! وقتی پذیرش زودتر صورت بگیرد نتیجه ویرانگر ریسک به حداقل می رسد. دقت شود که پذیرش ریسک باید در عمل مشخص باشد. وجود نرم افزار های گزارش فصلی سبب می شود تا مدیریت ریسک رویکرد بهبود یافته تری داشته باشد.

پرهیز از ریسک

یکی از روش های کنترل و کاهش خطرات در کسب و کار این است که پس از شناسایی انواع ریسک ها و آثار آنها بیشترین تلاش صورت بگیرد تا از ریسک پرهیز شود. به طور کلی سرمایه گذاری در یک کشور به همراه ریسک یک سری نوسانات اقتصادی دارد. دقت کنید که ریسک های موجود به طور کلی بر اساس سطح کسب و کار تعیین می شوند. بازده سرمایه گذاری به واسطه پرهیز از ریسک می تواند رشد بهتری داشته باشد.

حذف ریسک به روش مدرن

فرض کنید صاحب کسب و کاری هستید که به طور مداوم در معرض سرقت اطلاعات الکترونیکی قرار می گیرد در این شرایط باید اقدام به نصب نرم افزارهای امنیتی پیشرفته شود تا میزان ریسک به حداقل برسد. دقت کنید که این بخش برای برندها نقش بسیار مهمی ایفا می کند و حوزه کسب و کار را تحت تاثیر قرار می دهد.

با فینتو هوشمندانه ریسک کنید!

فرقی نمی کند شما درگیر یک کسب و کار بزرگ هستید و یا قرار است کسب و کار نوپای خود را به رشد برسانید، ریسک از رگ گردن به شما نزدیک تر است. در این شرایط به واسطه خدمات فینتو می توانید ریسک را به طور دقیق شناسایی کنید، پیش از شناسایی دقیق شرایط برای پیش بینی بهتر می شود و کنترل ریسک بهتر صورت می گیرد. کنترل و مدیریت ریسک به هر نحو سبب می شود تا کسب و کار جنبه سودآوری بیشتر داشته باشد. خدمات فینتو در زمینه ارائه نرم افزارهای امنیتی و حقوقی و مالی برای کسب و کار های متنوع برای شما فراهم شده است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا