پلتفرم معاملاتی فارکس

تایم فریم چیست و کاربرد در تحلیل تکنیکال

اکثر معامله‌گران معمولا تصمیمات معاملاتی خود را صرفا بر اساس یک تایم فریم (Timeframe) خاص اتخاذ می‌کنند. آنها تمام انرژی خود را صرف تحلیل‌های تکنیکال مربوط به تایم فریم معاملاتی خود می‌کنند بدون اینکه خیلی به آنچه ممکن است در تایم فریم‌های بالاتر رخ دهد، فکر کنند. این موضوع می‌تواند در برخی موارد بازدهی خوبی داشته باشد با این حال یک رویکرد منسجم‌تر مستلزم بررسی چندین تایم فریم برای دستیابی به یک سیستم معاملاتی با پتاسیل موفقیت بیشتر است.

اهمیت تایم فریم در تحلیل تکنیکال

تایم فریم ها در تحلیل تکنیکال به اندازه خود تحلیل اهمیت دارند ; مبتدی ها معمولا بدون در نظر گرفتن تایم فریمهای دیگر تنها به یک تایم فریم بسنده می کنند و اندیکاتورهای خود را روی آن اعمال می کنند ; در صورتیکه با در نظر داشتن تایم فریم های دیگر , دید بهتری نسبت به روند می توان داشت .

یکی از دلایلی که موجب می شود تریدرها به اندازه ای که باید موفق نباشند این است که معمولا تایم فریمی را برای معاملاتشان انتخاب کرده اند که مناسبشان نیست ; تریدرهای تازه کار زود می خواهند پولدار شوند به همین دلیل سراغ تایم فریم های کوچک مثل یک دقیقه یا پنج دقیقه می روند ; در نهایت سرخورده می شوند زیرا با تایم فریم نامناسبی کار خود را آغاز کرده اند ; ما در این مقاله سعی خواهیم کرد اهمیت تایم فریم ها را از ۴ جنبه اصلی برای شما بیان کنم .

شغل شما و انتخاب تایم فریم مناسب

وقتی می خواهید درباره تایم فریم معاملاتی خود تصمیم بگیرید زمان اختصاص داده شده به معاملات تان مهم است ; چه مقداری از روز یا هفته شما به انجام معاملات اختصاص دارد؟ اگر یک شغل تمام وقت دارید و امکان کنترل کردن معاملات تان را ندارید بهتر است روی نمودارهای ۴ ساعته یا ۱ ساعته تمرکز کنید و حتی نمودارهای روزانه هم برای شما کاربرد دارد .

اما اگر با وجود داشتن شفل تمام وقت , می توانید معاملات تان را رصد کنید بهتر است از نمودارهای ۳۰ دقیقه ای استفاده کنید ; از طرف دیگر , اگر یک معامله گر تمام وقت هستید و شغل دیگری ندارید می توانید از تایم فریم های کوتاه تر مثل ۵ یا ۱۵ دقیقه ای نیز استفاده کنید .

شخصیت شخصی شما با کدام تایم قاب سازگار است؟

شخصیت شخصی شما ارتباط بدون واسطه با گزینش تایم کادر شما دارااست , به عنوان مثال شما حس می‌کنید که تایم قاب یکساعته برای شما مطلوب است ; چون بیشتر است البته خیر به میزان ای که صبر مان راز برود و تعداد سیگنالها نیز کافی به لحاظ می رسند ; در‌این تایم کادر مجال کافی برای آنالیز بازار را داریم و ابدا حس دستپاچگی نمی‌‌کنیم .

از سوی دیگر کسی نیز داریم که‌این تایم کادر در نظرش خیلی طولانی است و به پیمان خودش پیشین از این که بتواند خرید و فروش ای انجام دهد تبدیل به فسیل شده است! تایم قاب ۱۵ دقیقه برای وی مطلوب است و شم می نماید زمان کافی برای آنالیز را دارا است .

فرد دیگری نمی تواند در تایم قاب یک ساعته خرید و فروش نماید ; چون به نظرش خیلی پرسرعت میاید ; و صرفا با تایم فریمهای چهارساعته و روزمره فعالیت می نماید .

چه تایم فریمی برای شما مطلوب است؟

تایم فریمی که در آن میتوانید راحت فعالیت فرمائید ; در خرید و فروش کردن به مقدار کافی زیر فشار میباشید ( به خاطر این‌که پای پول حقیقی و واقعی در بین است ) , پس دست کم نباید اذن بدهید که چیزهای دیگر مانند تایم کادر غیرمناسب شمارا ذیل فشار بگذارند ; در هر تایم فریمی می بایست مجال کافی برای چک داشته باشید تا شم سردرگمی و گیجی نکنید و از طرفی صبر تان رمز نرود .

به صورت خلاصه , بایستی از تایم فریمی به کارگیری نمائید که متشخص شما و هنگامی که در اختیار دارید , در تناسب باشد ; شایسته ترین راه و روش نیز برای یافت کردن تایم قاب مطلوب شما این است که با هر تعداد تایم کادر که احتمالا خرید و فروش نمایید و آنگاه از در بین آن‌ها تایم فریمی که با آن راحت خیس می باشید را تعیین نمائید .

میزان سرمایه شما و انتخاب تایم فریم

میزان پولی که می خواهید در این راه سرمایه گذاری کنید , ارتباط مستقیم با تایم فریم شما دارد , اگر حساب شما کوچک است پس نمی توانید حد ضرر های بزرگ برای آن قرار دهید پس لاجرم باید در تایم فریم های کوچکتر مثل پنج دقیقه و یک دقیقه فعالیت کنید که حد ضرر کوچکتری دارند و مارجین و استاپ لاس های کوچکتری را فراهم می کنند .

تایم فریم های بزرگ همانطور که تارگت و حد سودهای بزرگ دارند حد ضرر های بزرگ را نیز میطلبند که باید حساب شما تحمل این حد ضرر را داشته باشد و حساب شما نسوزد و بتواند در مقابل نوسانات بازار ایستادگی کند .

اهمیت تایم فریم های چند گانه در تحلیل تکنیکال

وقتی با توجه به مطالب بالا راجع به تایم

فریم کاری خود تصمیم گرفتید; می توانید سراغ تایم فریمهای چندگانه برای تحلیل بازار بروید.
با نگاه کردن به نمودارها در تایم فریم های مختلف; حتما متوجه شده اید که بازار به هر سمتی می تواند حرکت کند; یک میانگین متحرک ممکن است در نمودار هفتگی سیگنال خرید و در نمودار روزانه سیگنال فروش بدهد ; و ممکن است که در نمودار ساعتی سیگنال خرید و در نمودار ده دقیقه سیگنال فروش بدهد ; بالاخره چه باید کنیم ؟!
به مثال زیر توجه کنید تا مطلب کاملا برای شما روشن شود .

تایم فریم پنج دقیقه

شکل زیر نمودار پنج دقیقه ای EUR/USD را نشان می دهد ; حرکت بازار به نظر صعودی است و از آنجاییکه خط مقاومت قبلی خود را هم شکسته است ; به نظر می رسد که بهترین موقع برای خرید است .

اهمیت تایم فریم

اما ! اشتباه کردید ; ببینید که بعد از آن چه اتفاقی افتاده است ; قیمت بعد از کمی بالا رفتن به شدت سقوط کرده است ; خیلی بد شد .

اهمیت تایم فریم

تایم فریم یک ساعته

حال همان نمودار را و در همان موقعیت ولی در تایم فریم شصت دقیقه بررسی می کنیم; همانطور که می بینید قیمت کانال نزولی خود را شکسته که به مفهوم بازار صعودی است ; بالای میانگین متحرک قرار گرفته که این هم دلیلی برای صعودی بودن بازار است ; همه چیز حکایت از صعودی بودن بازار دارد ; پس می خریم .

3

این بار هم اشتباه کردید !

4

تایم فریم چهار ساعته

بسیار خب ; اکنون به تایم فریم بالاتر می رویم ; در شکل زیر همان موقعیت را در تایم فریم چهار ساعته مشاهده می کنید; در شکل یک کانال نزولی مشاهده میشود ; جفت ارز به خط بالایی کانال برخورد کرده ولی هنوز در کانال نزولی قرار دارد ; حرکت بالای میانگین متحرک است که البته گواهی از صعودی بودن بازار می دهد ولی کانال حکایت از نزولی بودن دارد هر چند که حرکت پیرامون خط بالایی کانال در حال انجام است .

5

نگاه کنید که چه اتفاقی می افتد ; قیمت بعد از برخورد به خط روند بالایی شروع به سقوط می کند .

6

نمودار روزانه

برای تفریح هم که شده بیایید نگاهی به نمودار روزانه بیندازیم ;حرکت بازار به وضوح نزولی است ; قیمت پایین میانگین متحرک و در یک کانال نزولی در حال پیشروی است ; در این نمودار روند به روشنی قابل تشخیص است ;آخرین شمع هم بعد از برخورد به خط بالایی کانال به پایین برگشته است ; بازار با تمام شواهد نزولی است ; حال ببینیم چه اتفاقی می افتد .

7

تبریک ! روند نزولی ادامه پیدا می کند .

8

نکته اصلی چیست ؟

تاریخ و ساعت نمودارها یکسان بود ; تنها تفاوت آنها در تایم فریمهای متفاوتشان بود ; حال می توانید اهمیت تایم فریمهای چندگانه را درک کنید ؟

وقتی ما فقط به نمودار پانزده دقیقه نگاه کنیم ; نمی توانیم دلیل ادامه روند یا بازگشت آن را بفهمیم ; به ذهنمان خطور نمی کند که نگاهی به تایم فریمهای بالاتر بیندازیم ; زمانیکه بازار به روند خود ادامه می دهد یا از آن برمی گردد ; معمولا به یک خط حمایت یا مقاومت تایم فریم چیست و کاربرد در تحلیل تکنیکال در تایم فریم بزرگتر برخورد کرده است.

برای من بسیار هزینه داشته تا بفهمم خطوط حمایت و مقاومت در تایم فریمهای بزرگتر ; مهم تر هستند ; ترید کردن با استفاده از چندین تایم فریم ; موقعیت های بهتری را برای ما فراهم می کند; مبتدی ها معمولا بدون در نظر گرفتن تایم فریمهای دیگر تنها به یک تایم فریم بسنده می کنند و اندیکاتورهای خود را روی ان اعمال می کنند ; در صورتیکه با در نظر داشتن تایم فریم های دیگر ; دید بهتری نسبت به روند می توان داشت .

یک تایم فریم به عنوان تایم فریم مادر و اصلی انتخاب کنید مثلا ۴ ساعته; و کلیه تحلیل های خود از آینده قیمت را روی این تایم فریم انجام دهید; بعد برای ورود و خروج به تایم فریم های پاینن تر مثل ساعتی رجوع کنید.

شما عملا با این روش معاملات خود را اعتبار سنجی می کنید و بعد به معامله ورود می کنید; با این کار لبه محکم تری نسبت به کسانی که تنها از یک تایم فریم استفاده می کنند ; خواهید داشت .

فقط موقع تصمیم گیری در نظر داشته باشید بین تایم فریمها تفاوت کافی وجود داشته باشد; اگر تایم فریم ها خیلی نزدیک به هم انتخاب شوند ; قادر به تشخیص تفاوتها نیستید بنابراین کار کردن با آنها بیهوده خواهد بود .

استراتژی ترکیبی MACD-RSI-EMA

همانطور که در گذشته گفتیم، اندیکاتورها تحولی چشم‌گیر در کیفیت تحلیل نمودارهای قیمت ایجاد کردند. امروزه استراتژیهای زیادی در بین معامله‌گران بازارهای مالی وجود دارد که با اندیکاتورها طراحی شده‌اند و در عین سادگی، بازدهی بسیار مناسبی نیز دارند. در این استراتژی معاملاتی نیز از سه اندیکاتور پر طرفدار استفاده شده است که ترکیب صحیح آنها باهم یک استراتژی بسیار جذاب را پدید آورده است.

اندیکاتور EMA:

از خانواده میانگین‌های متحرک می‌باشد و به صورت نمایی یا لگاریتمی اقدام به میانگین‌گیری از نمودار قیمت می‌کند. در روش میانگین‌گیری به به صورت نمایی، به قیمتهای جدیدتر وزن بیشتری داده می‌شود؛ لذا قیمتهای جدیدتر وزن بیشتری در محاسبات دارند.

اندیکاتور MACD:

مکدی از خانواده نوسانگرها می‌باشد و شامل دو ناحیه منفی و مثبت می‌باشد. ساختار مکدی را دو میانگین متحرک کوتاه و میان مدت تشکیل داده‌اند که یکی از میانگینها ۱۲ دوره‌ای و دیگری ۲۶ دوره‌ای می‌باشند.

کسب اطلاعات بیشتر پیرامون این اندیکاتور: آموزش اندیکاتور مکدی (MACD)

اندیکاتور RSI:

این اندیکاتور نیز مانند مکدی از میانگین متحرک در محاسبات خود استفاده می‌کند؛ با این تفاوت که فرمول محاسباتی آن کمی پیچیده‌تر از مکدی می‌باشد. اندیکاتور RSI دارای سه ناحیه می‌باشد که زیر ۳۰ به عنوان ناحیه اشباع فروش، بالای ۷۰ به عنوان ناحیه اشباع خرید و همچنین ناحیه بین ۳۰ تا ۷۰ به عنوان ناحیه تعادلی نامیده می‌شود.

استراتژی ترکیبی MACD-RSI-EMA

استراتژی MACD-RSI-EMA

با توجه به بررسی انجام شده، این استراتژی در بازه زمانی روزانه و با تنظیماتی که بیان می‌گردد نتایج مطلوب‌تری را داشته است. سه ابزار مورد نیاز این استراتژی را معرفی کردیم و در مورد هر یک به صورت مختصر توضیحاتی را ارائه کردیم؛ حال قصد داریم تا در مورد نحوه انجام معامله توسط این استراتژی بپردازیم.

سیگنال خرید:

سیگنال ورود به این استراتژی توسط دو اندیکاتور MACD و RSI صادر می‌گردد. زمانی که اندیکاتور مکدی در ناحیه اشباع فروش (زیر سطح صفر) قرار گیرد و خط مکدی خط سیگنال را از پایین به بالا بشکند شرط اول ورود به معامله صادر می‌گردد. اما شرط دومی نیز در نقطه ورود این استراتژی الزامی می‌باشد؛ در کنار سیگنال مکدی می‌بایست موقعیت اندیکاتور RSI را نیز بررسی نمایید. زمانی که مکدی سیگنال ورود را صادر کرد، اندیکاتور RSI نیز باید زیر سطح ۶۰ قرار داشته باشد تا شرط ورود به معامله کامل گردد.

سیگنال فروش:

سیگنال خروج این استراتژی توسط اندیکاتور میانگین متحرک و RSI صادر می‌گردد. برای بررسی سیگنال خروج به دو میانگین متحرک نمایی کوتاه مدت (۱۳ روزه) و بلند مدت (۲۱ روزه) نیاز داریم. مادامی که میانگین کوتاه مدت در بالای میانگین بلند مدت در حال حرکت است حد ضرر و نقطه خروج ما نیز به صورت شناور جا به جا می‌شود. زمانی که میانگین کوتاه مدت از بالا به پایین با میانگین بلند مدت تقاطع ایجاد کرد شرط اول خروج از معامله صادر می‌گردد. اما برای خروج از معامله نیز به شرط دومی نیاز داریم که توسط موقعیت اندیکاتور RSI تعیین می‌گردد؛ برای تکمیل شرایط خروج از معامله می‌بایست اندیکاتور RSI بیشتر از سطح ۳۰ قرار داشته باشد.

جلسه چهارم آموزش تحلیل تکنیکال/ تایم فریم های معاملاتی

در بررسی چارت قیمت زمان مورد مهمی به نام تایم فریم معاملاتی وجود دارد که به ما در تحلیل تکنیکال و بررسی اعتبار تحلیل کمک میکند در این آموزش به این موضوع پرداخته شده است.

در جلسه گذشته به بررسی حجم معاملات پرداختیم. در این جلسه میخواهیم به بررسی انواع تایم فریم و کاربرد آنها بپردازیم.

در بررسی چارت های قیمت زمان، با فرض چارت کندلی هر کندل متناسب با تایم فریم خود زمان محدودی دارد. برای مثال هر بار که از چارت قیمت روزانه صحبت می شود منظور این است که در آن چارت کندل ها ار 24 ساعت یک بار یا هر روز بسته شده وکندل جدیدی باز می شود. تایم فریم های مختلفی در بازار مورد استفاده قرار می گیرد مثل تایم فریم ماهیانه، هفتگی، روزانه، چهار ساعته، یک ساعته، پانزده دقیقه، پنج دقیقه و یک دقیقه که معمول ترین تایم فریم های مورد استفاده در بازار های جهانی هستند. میتوان از تایم فریم های سالیانه، شش ماهه و سه ماهه نیز نام برد که برای بررسی های دوره بلند مدت بازار کاربرد دارند.

هر چه تایم فریم معاملاتی را بالاتر ببریم بازه بیشتری از گذشته قیمت را میتوانیم مشاهده کنیم برای مثال به تصویر زیر توجه کنید:

نمودار کندلی تایم فریم روزانه فولاد

نموار کندلی تایم فریم هفتگی فولاد

همان طور که از دو تصویر بالا پیداست در چارت روزانه نهایت تاریخی که از سهم فولاد قابل مشاهده است تا تاریخ 2011 بوده در صورتی که در چارت هفتگی تا قبل از سال 2008 که شروع چارت فولادبوده، قابل مشاهده است.

از تایم فریم های معاملاتی برای بررسی اعتبار سطوح و روند ها که در آینده به بررسی آن میپردازیم، استفاده می شود. هم چنین از همین تایم فریم ها برای پیدا کردن محل دقیق تر نقاط ورود به معامله و تعیین هدف حرکت قیمت و حد ضرر نیز استفاده می شود.

در استفاده از تایم فریم ها موضوع تایم فریم های فرکتالی مطرح می شود که به ما در بررسی چارت قیمت زمان و اولویت تایم فریم در تحلیل و نحوه انتخاب درست تایم فریم کمک می کند. همچنین تایم فریم های معاملاتی در بررسی شکست سطوح و نیز صدور تریگر خرید یا فروش نیز استفاده می شود که در جلسات بعدی به بررسی آن خواهیم پرداخت.

واگرایی چیست؟ کاربرد واگرایی در تحلیل تکنیکال

واگرایی چیست

آشنایی و تسلط به مفاهیم و ابزارهای تحلیلی در بازار بورس، یکی از ارکان مهم در روند معاملات است. معامله‌گران موفق معمولا با بهره‌مندی از این اطلاعات و تکنیک‌های معاملاتی، سودهای خوبی را به دست می‌آورند. افزایش آگاهی و سطح دانش بورسی در فرایند سرمایه‌گذاری از اهمیت بالایی برخوردار است. برای همین در این مقاله قصد داریم به یکی از مفاهیم یا ابزارهای مهم در فرایند تحلیل تکنیکال بپردازیم. «واگرایی» یکی از مفاهیم مهم در این حوزه است. بسیاری از تحلیل‌گران با استفاده از واگرایی به وجود آمده در سهم‌های مختلف، بهترین زمان را برای ورود به سهم تشخیص می‌دهند. برای آشنایی با این تکنیک در بازار بورس، با ما همراه باشید.

در این مطلب عناوین زیر را بررسی خواهیم کرد:

واگرایی چیست؟

واگرایی‌ نشان دهنده ایجاد تغییر روند سهم در بازار است که از انواع مختلفی ایجاد شده‌اند. این وضعیت از تضاد حرکتی میان نمودار سهم و اندیکاتور به وجود می‌آید. به‌ عبارت دیگر، واگرایی به معنی ضعف یک روند بوده و زمانی مشاهده می‌شود که قیمت و اندیکاتور در خلاف جهت یکدیگر حرکت می‌کنند، همچنین روند قیمت به پایان خود نزدیک شده و میل به چرخش دارد. در بیشتر مواقع تغییر جهت بزرگ یک نمودار زمانی اتفاق می‌افتد که یک واگرایی مناسب داشته باشیم. از واگرایی‌ها می‌توان برای شناسایی قیمت و سطوح حساس استفاده کرد و روندهای ضعیف را که میل به برگشت دارند، تشخیص داد. برای تشخیص واگرایی باید از اندیکاتورهای مختلف استفاده ‌کنیم. اندیکاتور مکدی (MACD) یکی از مهم‌ترین و پراستفاده‌ترین ابزارها برای تشخیص واگرایی است. از سایر اندیکاتورها مانند RSI ، CCI و … هم می‌توان برای تشخیص واگرایی استفاده کرد.

انواع واگرایی در بازار بورس

همان‌طور که اشاره کردیم، واگرایی‌ها از انواع مختلفی تشکیل شده‌اند و تحلیل‌گران با استفاده از این ابزار، می‌توانند ادامه روند سهم را در آینده پیش‌بینی کنند. انواع واگرایی در بازار بورس عبارت‌اند از:

واگرایی‌ها به چند دسته تقسیم می‌شوند که در این مقاله به بررسی واگرایی معمولی می‌پردازیم.

۱/ واگرایی معمولی

واگرایی زمانی رخ می‌دهد که بین قیمت و اندیکاتور یک تناقض رفتاری وجود داشته باشد. دراین حالت اندیکاتور با حرکت قیمتی مخالفت می‌کند و نسبت به آن رفتار متضادی را از خود نشان می‌دهد. زمانی که این واگرایی به وجود می‌آید، قیمت از ادامه حرکت باز می‌ایستد و تغییر جهت می‌دهد. این نوع واگرایی را با نماد RD نمایش می‌دهند که مخفف عبارت Regular Divergence است. واگرایی معمولی خود به دو دسته واگرایی معمولی مثبت و واگرایی منفی تقسیم می‌شود

واگرایی معمولی مثبت(RD+):

به ‌طورکلی واگرایی معمولی مثبت در کف‌ها تشکیل می‌شود. به این شکل که قیمت یک کف را پایین‌تر از کف قبلی ایجاد می‌کند؛ اما اندیکاتور با این حرکت مخالفت می‌کند و نسبت به کف قبلی خود، یک کف بالاتر را ثبت می‌کند. در این حالت قیمت میل به رشد دارد و نشان می‌دهد که فروشندگان ضعیف شده‌اند. برای درک بهتر، به تصویر زیر دقت کنید:

واگرایی معمولی مثبت

واگرایی معمولی منفی(RD-):

واگرایی معمولی منفی در انتهای یک حرکت صعودی و در سقف قیمتی رخ می‌دهد. به ‌این ‌صورت که قیمت یک سقف بالاتر از سقف قبلی خود ایجاد می‌کند اما اندیکاتور با این حالت قیمت مخالفت می‌کند و سقفی پایین‌تر از سقف قبلی به وجود می‌آورد. این نوع از آرایش واگرایی که در انتهای یک روند صعودی اتفاق می‌افتد، به‌ عنوان واگرایی معمولی منفی شناخته می‌شود و منجر به کاهش قیمت خواهد شد. واگرایی معمولی منفی، بیان‌گر ایجاد ضعف در خریداران است و قیمت می‌تواند یک آرایش نزولی به خود بگیرد که در این حالت، قدرت فروشندگان نسبت به خریداران بیشتر خواهد بود. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:

واگرایی معمولی منفی

مثال: در تصاویر زیر، می‌توانید مثال‌هایی را از ایجاد واگرایی و تغییر جهت روند سهم در بازار را مشاهده کنید:

مثالی از واگرایی معمولی

شکل فوق مربوط به نمودار ثاباد است. همان‌طور که مشاهده می‌کنید، نمودار بعد از یک رشد و بازدهی نسبتا خوب، با ایجاد یک واگرایی معمولی منفی در سقف قیمتی با ریزش مواجه شده و مقدار زیادی از مسیر صعود را اصلاح کرده است.

نمونه‌ای از واگرایی

شکل فوق متعلق به سهام ثفارس است. این نمودار در کف قیمتی با ایجاد یک واگرایی معمولی مثبت و همچنین کاهش قدرت فروشندگان مواجه شده است که در ادامه رشد قیمتی نسبتاً خوبی را به وجود آورده است.

۲/ واگرایی مخفی

واگرایی مخفی زمانی به وجود می‌آید که قیمت سهم در حال اصلاح بوده و نشان‌دهنده ادامه‌دار بودن این روند باشد. ساز و کار واگرایی مخفی بر خلاف واگرایی معمولی است و مطابق با آن می‌توان در روند نزولی سهم با قله‌ها و در روند نزولی سهم با دره‌ها، تغییر روند سهم را در بازار تشخیص داد. این نوع واگرایی را با نماد HD نمایش می‌دهند که مخفف عبارت Hidden Divergence است. واگرایی مخفی به دو دسته واگرایی مثبت و واگرایی منفی تقسیم‌بندی می‌شود.

واگرایی مخفی مثبت(HD+)

واگرایی مخفی مثبت زمانی ایجاد می‌شود که در انتهای یک روند صعودی، اندیکاتور یک کف را پایین‌تر از کف قبلی خود ایجاد کند. همزمان با این فرایند، نمودار سهم هم یک کف بالاتر از کف قبلی خود تشکیل می‌دهد. در نهایت ما شاهد یک واگرایی مخفی مثبت در روند معاملات سهام مورد نظر هستم که با شناسایی آن، می‌توانیم به راحتی سیگنال خرید دریافت کنیم. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:

واگرایی مخفی مثبت(HD+)

واگرایی مخفی منفی(HD-)

واگرایی مخفی منفی درست بر خلاف واگرایی مخفی مثبت است. این واگرایی در انتهای روند نزولی تشکیل می‌شود و بیانگر ادامه‌دار بودن روند کاهش قیمت سهم در بازار است. برای تشخیص این نوع واگرایی در نمودار سهم، باید به تشکیل سقف‌ها در روند نزولی سهم دقت داشته باشیم. هنگامی که در نمودار قیمتی یک سقف پایین‌تر از سقف قبلی تشکیل می‌شود به صورت هم‌زمان در اندیکاتور یک سقف بالاتر از سقف قبلی ایجاد می‌شود که در نهایت شاهد یک واگرایی مخفی منفی خواهیم بود. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:

واگرایی مخفی منفی(HD-)

۳/ واگرایی زمانی

در این نوع واگرایی، به راحتی می‌توان تضاد رفتاری میان قیمت و زمان را مشاهده کرد. در واگرایی زمانی نیازی به بررسی رفتار اندیکاتور نداریم، در عوض باید زمان اصلاح روند را به خوبی مشاهده و ارزیابی کنیم. واگرایی زمانی به دو دسته واگرایی زمانی معمولی و واگرایی زمانی هوشمند تقسیم‌بندی می‌شود. یکی از ابزارهای پرکاربرد برای تشخیص این نوع از واگرایی‌ها، ابزاری به نام «فیبوناچی زمانی» است. برای درک بهتر از تفاوت واگرایی زمانی معمولی و هوشمند، به جدول زیر دقت کنید:

انواع واگرایی زمانی ویژگی واگرایی نکات مهم نوع پیش‌بینی
واگرایی زمانی معمولی تعداد کندل‌های فاز اصلاح بیشتر از تعداد کندل‌های روند گام قبلی است تمایلی به تغییر جهت روند در بازار وجود ندارد ادامه روند قبلی
واگرایی زمانی هوشمند تعداد کندل‌های فاز اصلاح کمتر از تعداد کندل‌های روند گام قبلی است مقدار درصد اصلاح زمانی بیشتر از درصد اصلاح قیمتی است ادامه روند قبلی

فیلتر واگرایی در بازار بورس

همان‌طور که می‌دانید، فیلترنویسی یکی از تکنیک های پرطرفدار و معروف در روند معاملات بازار بورس است. معامله‌گران با استفاده از این تکنیک می‌توانند به صورت لحظه‌ای به سهم‌های با ارزش در روز معاملاتی دسترسی داشته باشند. در حال حاضر فیلترهای بسیاری در بازار بورس وجود دارد. همچنین معامله‌گران برای شناسایی و بررسی سهم‌هایی که درگیر واگرایی هستند، می‌توانند از فیلترهای واگرایی در این بازار استفاده کنند.

فیلتر واگرایی معمولی مثبت: فیلتر واگرایی معمولی مثبت، نمادهایی را فیلتر می‌کند که دره‌ها در نمودار قیمت کاهشی و در اندیکاتور افزایشی باشد.
فیلتر واگرایی معمولی منفی: فیلتر واگرایی معمولی منفی، نمادهایی را نمایش می‌دهد که قله ها در نمودار قیمت روند افزایشی و اندیکاتورها روند کاهشی دارند.
فیلتر واگرایی مخفی مثبت: فیلتر واگرایی مخفی مثبت، نمادهایی را لیست می کند که دره‌ها در نمودار قیمت آن روند افزایشی و در اندیکاتور روند کاهشی داشته باشند.
فیلتر واگرایی مخفی منفی: فیلتر واگرایی مخفی منفی، نمادهایی را لیست می کند که سقف‌ها در نمودار قیمت آن روند کاهشی و در اندیکاتور روند افزایشی داشته باشند.

قیمت‌ها و سطوح مناسب برای تشکیل واگرایی

با استفاده از ابزارهای مختلف در تحلیل تکنیکال، می‌توان سطوح حساس قیمتی را شناسایی کرد. زمانی‌که نمودار به این سطوح می‌رسد معمولا با واگرایی همراه بوده و نشانه ضعف در روند جاری است. هنگامی‌که نمودار با شتاب و بدون واگرایی به سمت سطوح حمایت و مقاومت درحرکت باشد، احتمال شکست سطوح بسیار بالا است. گاهی اوقات شکست در سطوح مقاومت و حمایت با واگرایی همراه است که در بسیاری مواقع می‌توان این شکست را فریب‌‌دهنده (fake) در نظر گرفت. به تصویر زیر دقت کنید:

نمونه‌هایی از واگرایی

سطوح حمایت و مقاومت داینامیک یا به عبارتی خطوط روند صعودی یا نزولی، کاملا مستعد تشکیل واگرایی هستند. با تشکیل واگرایی در این سطوح، می‌توان به سطح مورد نظر اعتماد کرد و برای ورود یا خروج از معامله تصمیم گرفت. این مورد را می‌توان به باندهای کانال هم تعمیم داد. نموداری که در یک ساختار کانالی در حال حرکت باشد، مستعد تشکیل واگرایی در کف یا سقف کانال است. در این حالت بهترین استراتژی، نوسان‌گیری بین سقف و کف کانال است که با تشکیل واگرایی می‌توان با اعتماد بیشتری به انجام معامله پرداخت.

نمونه واگرایی

نکته ۱: اگر در یک ساختار کانالی، یک سطحی شکسته شده با واگرایی همراه باشد، می‌تواند کاملا فریب‌دهنده (fake) باشد.
نکته ۲: یکی دیگر از کاربردهای واگرایی استفاده از آن‌ها در سطوح فیبوناچی است. اگر در یکی از سطوح فیبوناچی (معمولا ۶۱٫۸% و ۷۸٫۲%) واگرایی وجود داشته باشد، می‌توان به برگشت نمودار از آن سطح امیدوار بود و با استفاده از ابزار تکنیکال به دنبال سیگنال خرید بود.

نمونه‌ای از واگرایی

نکته ۳: از واگرایی در دیگر الگوهای تکنیکال نیز می‌توان استفاده کرد. ازجمله این الگوها می‌توان به امواج الیوت، الگوهای هارمونیک، الگوهای برگشتی و … اشاره کرد. ایجاد واگرایی در هر یک از این الگوها، اعتبار آن‌ها را افزایش داده و می‌توان با استفاده از ابزار تکنیکال به دنبال فرصت‌های معاملاتی برای خرید و فروش بود.

سخن آخر

در بازار بورس مفاهیم و اصطلاحات بسیار زیادی وجود دارد. معامله‌گران با یادگیری و تسلط به این مفاهیم و تکنیک‌های تحلیلی، می‌توانند به راحتی سیگنال خرید و فروش سهام دریافت کنند. یکی از مفاهیم یا ابزارهای تحلیلی بسیار مهم در فرایند تحلیل تکنیکال، «واگرایی‌ها» هستند. واگرایی در اصل از اختلاف جهت حرکت روند سهم و اندیکاتور به صورت هم‌زمان به وجود می‌آید. واگرایی‌ها یکی از بهترین موقعیت‌ها برای پیش‌ بینی روند آینده سهم در بازار هستند. معامله‌گرانی که قادر به تشخیص واگرایی در روند معاملات سهم هستند، می‌توانند سودهای قابل توجهی به دست آورند.

تحلیل مولتی تایم فریم یا چند زمانی چیست و چه مزیت هایی دارد؟

اکثر معامله‌گران معمولا تصمیمات معاملاتی خود را صرفا بر اساس یک تایم فریم (Timeframe) خاص اتخاذ می‌کنند. آنها تمام انرژی خود را صرف تحلیل‌های تکنیکال مربوط به تایم فریم معاملاتی خود می‌کنند بدون اینکه خیلی به آنچه ممکن است در تایم فریم‌های بالاتر رخ دهد، فکر کنند. این موضوع می‌تواند در برخی موارد بازدهی خوبی داشته باشد با این حال یک رویکرد منسجم‌تر مستلزم بررسی چندین تایم فریم برای دستیابی به یک سیستم معاملاتی با پتاسیل موفقیت بیشتر است.

برای معامله‌گران نه چندان حرفه‌ای، تحلیل چند تایم فریم ممکن است کمی طاقت فرسا و حتی گیج‌کننده به نظر برسد. یکی از مهم‌ترین دلایلی که معامله‌گران از تحلیل چند تایم فریم اجتناب می‌کنند این است که از تایم‌ فریم‌های مختلف اطلاعات متناقضی حاصل می‌شود. این سردرگمی باعث می‌شود معامله‌گران به «فلج تحلیلی» (Analysis Paralysis) مبتلا شوند. در این مقاله ما در مورد روش‌های صحیح تحلیل با چند تایم فریم و نحوه پیاده‌سازی صحیح آن در یک سیستم معاملاتی صحبت خواهیم کرد.

به بررسی چند تایم فریم، عبارات « تحلیل چند زمانی » یا « مولتی تایم فریم » نیز اطلاق می‌شود.

تحلیل چند زمانی چیست؟

تحلیل چند زمانی، یک مفهوم تحلیلی در معامله‌گری است که در صورت استفاده صحیح می‌تواند قدرت بسیار زیادی به سیستم معاملاتی شما بدهد. در این مفهوم تایم فریم‌های مختلف را مورد تحلیل قرار می‌دهید تا رفتارها و روندهای بازار را در تایم فریم‌های مختلف شناسایی کرده و آنچه در فرکانس‌های زمانی مختلف رخ می‌دهد، تشخیص دهید. معمولا استفاده از تایم فریم‌های بالاتر به معامله‌گران کمک می‌کند تا بتوانند روند کلی بازار را مشاهده کرده و با توجه به آن تصمیم‌گیری کنند.

معامله‌گران با تجربه از مزایای تحلیل با چند تایم‌ فریم به خوبی بهره می‌برند. آنها معمولا تحلیل خود را در سه افق زمانی مشخص انجام می‌دهند که شامل تایم فریم معاملاتی، تایم فریم تصویر کلان و تایم فریم سیگنال ورودی می‌شود.

تحلیل چند زمانی به یک معامله‌گر کمک می‌کند تا به طور همزمان احتمال موفقیت خود را افزایش داده و ریسک معامله را کاهش دهد. این دقیقا همان چیزی است که معامله‌گران در فارکس (Forex)، معاملات آتی (futures)، سهام (Stocks)، اختیارات (Options) و به طور خلاصه هرکس که در بازارهای مالی فعالیت می‌کند به دنبال آن است.

اگرچه از تکنیک‌های معاملاتی جدید بسیار زیادی بوجود آمده است و هرروز نیز بر تعداد آن افزوده می‌شود اما برخی مفاهیم مانند خطوط مقاومت (Resistance) و حمایت (Support)، پرایس اکشن (Price Action) و تحلیل تایم فریم هرگز قدیمی نمی‌شوند. این مفاهیم در گذشته به خوبی کار کرده‌اند در حال حاضر نیز کار می‌کنند و در آینده نیز کار خواهند کرد، چرا که مبتنی بر منطق اساسی بازار هستند.

استفاده از سه تایم فریم مختلف بهترین ترکیب برای خواندن عملکرد بازار است. اولین تایم فریمی که باید در نظر گرفت، تایم فریم معاملاتی است. این همان تایم‌ فریمی است که معامله‌گران بیشترین تمرکز خود را بر روی آن قرار داده و انتظار دارند تمام جواب‌ها را در آن بیابند.

تایم فریم دومی که یک معامله‌گر باید در نظر بگیرد، تایم فریم تصویر کلان است. این تایم فریم معمولا ۴ تا ۶ بار بزرگ‌تر از تایم‌ فریم معاملاتی است. به عنوان مثال اگر تایم فریم معاملاتی شما، نمودار ۴ ساعته است، تایم فریم تصویر کلان شما باید نمودار روزانه باشد. این تایم فریم به معامله‌گر تصویری کلان‌تر ارائه می‌دهد. شما می‌توانید با استفاده از این تصویر کلان سطوح اصلی حمایت و مقاومت و همچنین جهت کلی روند را شناسایی کنید.

و در نهایت تایم فریم سیگنال ورود را داریم. این تایم فریم ۴ تا ۶ برابر کوچک‌تر از تایم فریم معاملاتی است. در مثالی که قبلا ذکر شد، تایم فریم یک ساعته و حتی ۳۰ دقیقه‌ای را می‌توان به عنوان تایم فریم سیگنال ورودی در نظر گرفت. شما با دنبال کردن این تایم فریم می‌توانید معاملات خود را در بهینه‌ترین نقطه ممکن انجام دهید. معمولا زمانی که از تایم فریم معاملاتی و تایم فریمی که تصویر کلان را از آن دریافت می‌کنیم، تاییدیه معامله می‌گیرم بر تایم فریم سیگنال ورود تمرکز می‌کنیم.

همانطور که می‌دانید، هیچ روش معاملاتی وجود ندارد که بتواند به تمام سوالات شما پاسخ بدهد، این موضوع در مورد روش معامله با مولتی تایم فریم نیز صادق است. همیشه مقداری عدم اطمینان وجود دارد. بازارهای امروزی بسیار کارآمد هستند. بنابراین به عنوان معامله‌گر باید تلاش کنید تا بتوانید از تمام توانمندی‌های خود استفاده کرده و از بازار جلو بزنید.

تحلیل با چند تایم فریم ابزاری در اختیار شما قرار می‌دهد تا بتوانید در معاملات خود مزیت ایجاد کنید. یک مفهوم کلیدی در معاملات این است که تا جای امکان در راستای روند معامله کنید. اما سوال این است که با کدام روند؟ این همان چیزی است که تحلیل با چند تایم فریم کمک می‌کند تا به آن پاسخ دهید. همچنین می‌توانید از طریق زمان‌بندی بهتر، مزیت و نقطه قوت استراتژی خود را در بازار افزایش داده و سود بیشتری کسب کنید.

مزیت رویکرد بالا به پایین

حال که فهمیدیم تحلیل با چند تایم فریم چیست و مزایای آن را متوجه شدیم، بیایید در مورد روش صحیح اجرای این استراتژی بحث کنیم.

فهمیدیم که برای تحلیل باید ۳ تایم فریم مختلف را در نظر بگیریم. ممکن است بسیاری از معامله‌گران این موضوع را پیش‌تر می‌دانستند اما مشکل آن جا است که در مورد نحوه تحلیل این سه تایم فریم اشتباه می‌کنند.

بسیاری از معامله‌گران هنگام استفاده از استراتژی تحلیل چند زمانی، از رویکرد پایین به بالا (Bottom up) استفاده می‌کنند. این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که در بین معامله‌گران تازه‌کار فارکس مرسوم است.

به عنوان مثال، یک معامله گر فارکس را در نظر بگیرید که قصد دارد از تحلیل چند زمانی استفاده کند. وی برای تحلیل خود از تایم فریم ۴ ساعته برای معامله، یک روزه برای تصویر کلان و ۶۰ دقیقه‌ای برای سیگنال ورودی استفاده می‌کند.

حال معامله‌گر در حالی که در بین نمودار‌های یک ساعته و ۴ ساعته به دنبال یک الگوی معاملاتی مناسب است،‌ ناگهان در نمودار یک ساعته EURUSD یک موقعیت معاملاتی جذاب مشاهده می‌کند. پس به نمودار ۴ ساعته رفته و به نظر می‌رسد همه‌چیز خوب است. سپس به نمودار روزانه مراجعه کرده و به نظر نمی‌رسد چیز خاصی وجود داشته باشد که مانع از معامله او در نمودار یک ساعته شود.

متوجه اشتباه این فرد شدید؟ بیایید اشتباهات وی را مرور کنیم. اولین اشتباه این است که در نمودار یک ساعته به دنبال پیدا کردن فرصت معاملاتی است. این کار به خودی خود اشتباه نیست اما وقتی تایم فریم معاملاتی، تایم فریم ۴ ساعته است، باید معاملات نیز در تایم فریم ۴ ساعته انجام شود. بنابراین، وی عمدا یا سهوا برخلاف سیستم معاملاتی خود عمل کرده است.

مولتی تایم فریم

دومین اشتباه وی این است که او به جای رویکرد بالا به پایین (Top Down) از رویکرد پایین به بالا استفاده کرده است. این فرد باید از تایم‌ فریم بالاتر شروع می‌کرد تا به نمودارها تایم فریم چیست و کاربرد در تحلیل تکنیکال با تایم فریم پایین‌تر برسد در حالی که دقیقا برعکس عمل کرده است.

شاید بپرسید مشکل این کار کجاست؟ مشکل این است که وقتی با رویکرد پایین به بالا شروع می‌کنید، این سوگیری را خواهید داشت که در تایم فریم بالاتر برای تایید یا توجیه نظر خود در تایم فریم پایینتر اقدام کنید. این اتفاق باعث می‌شود که نتوانید تصویر کلان را به صورت تایم فریم چیست و کاربرد در تحلیل تکنیکال کامل دیده و از تمام مزایای تحلیل مولتی تایم فریم بهره ببرید.

از طرف دیگر، رویکرد بالا به پایین، یک روش عینی‌تر برای تحلیل است. شما در این روش، با دید وسیع‌تری شروع کرده و سپس به مقیاس‌های پایین‌تر می‌روید. در مورد معامله‌گر مثال ما، اگر وی قصد داشت به درستی از رویکرد معاملاتی با چند تایم فریم به درستی استفاده کند، باید ابتدا با تصویر کلان یعنی تایم فریم روزانه شروع می‌کرد تا بتواند در مورد جهت کلی بازار نظر بدهد. سپس به نمودار چهار ساعته رجوع می‌کرد تا بتواند با استفاده از تصویر کلانی که بدست آورده بود، به دنبال فرصت معاملاتی باشد. در نهایت نیز با مراجعه به تایم فریم یک ساعته هدف معاملاتی خود را با دقت بیشتری تنظیم کند.

کاوش در تایم فریم‌های مختلف

حال که اهمیت استفاده از رویکرد استفاده از چند تایم فریم را متوجه شدیم و روش استفاده از آن را درک کردیم، سوال طبیعی این است که کدام تایم فریم‌ها را باید بررسی کنیم. پاسخ این سوال با توجه به سبک معاملاتی شما متفاوت است. شما ابتدا باید تایم فریم معاملاتی خود را مشخص کرده سپس تایم فریم‌های بالا و پایین را تعیین کنید.

اگر شما یک معامله‌گر میان مدت در فارکس هستید، تایم فریم مناسب برای شما، روزانه است. همچنین می‌توانید تصویر کلان را از نمودار هفتگی و برای تنظیم نقطه ورودی از تایم فریم ۴ ساعته استفاده کنید. اگر معامله‌گر سوینگ (Swing Trader) هستید، می‌توانید از نمودار ۴ ساعته به عنوان تایم فریم معاملاتی و از تایم فریم‌های یک ساعته و روزانه برای تنظیم معامله و تصویر کلان استفاده کنید.

در ادامه به بررسی تایم فریم‌های مختلف و اهمیت آنها در معاملات می‌پردازیم.

نمودار ماهانه

معمولا معامله‌گران خرد در بازار فارکس، به دنبال بهره‌برداری از حرکت‌های کوتاه مدت در بازار هستند، به همین خاطر، اکثر آنها از نمودارهای ماهانه استفاده نمی‌کنند. اما برای کسانی که قصد دارند معاملات بلندمدت‌تری انجام دهند، استفاده از نمودار ماهانه به عنوان تصویر کلان بسیار مفید خواهد بود. البته باید توجه داشت که معاملات بلند مدت نیاز به صبر بسیار زیاد و همینطور سرمایه بسیار بالایی دارد.

نمودار هفتگی

این تایم فریم، نمایی کلیدی از جفت ارزها به شما می‌دهد. شما با مشاهده نمودار هفتگی می‌توانید موقعیت‌های بازیگران اصلی و سطوح حمایت و مقاومت بلند مدت را که از اعتبار نسبتا بالایی برخوردار هستند، پیدا کنید. بدین ترتیب می‌توانید پیش از برخورد به مقاومت بلندمدت از معامله خارج شوید.

نمودار روزانه

نمودارهای روزانه برای معامله‌گران خرد بسیار مهم هستند. اگر شما نیز یک معامله‌گر خرد هستید بدون تحلیل دقیق نمودار روزانه هرگز معامله نکنید. شما می‌توانید در این نمودار سطوح حمایت و مقاومت، مناطق عرضه (Supply) و تقاضا (Demand) و خط روند (Trend Line) مربوطه را مشخص کرده و سپس به معامله بپردازید.

حتی اگر در تایم فریم ۴ ساعته معامله می‌کنید، بهتر است تحلیل چندزمانی را با نمودار روزانه نیز انجام دهید. چرا که بدین ترتیب می‌توانید بفهمید بازیگران بزرگ و بانک‌ها که توانایی تغییر حرکت قیمت‌ها را دارند در چه نقاطی به معامله می‌پردازند.

نمودار ۴ ساعته

می‌توانید از نمودار ۴ ساعته به دو روش استفاده کنید. روش اول بدین صورت است که پس از ارزیابی نمودار روزانه و پیدا کردن جهت کلی آن جفت ارز، می‌توانید به نمودار ۴ ساعته رفته و به دنبال فرصت معاملاتی باشید که هم راستا با تحلیل تایم فریم روزانه شما باشد.

روش دوم بدین صورت است که ابتدا در نمودار ۴ ساعته تحلیل خود را انجام می‌دهید و فرصت‌های معاملاتی که شانس موفقیت بالایی را دارند پیدا می‌کنید. سپس به نمودار روزانه رفته تا مطمئن شوید که ۱-برخلاف روند کلی معامله نکنید ۲- دقیقا در مناطق حمایت و مقاومت روزانه معامله نمی‌کنید و ۳- مقابل یک واگرایی در نمودار روزانه معامله نکرده‌ باشید. با استفاده از این سه توصیه می‌توانید احتمال اشتباه در معاملات را به طور موثری کاهش دهید.

نمودار یک ساعته

نمودار یک ساعته، تایم فریم معاملاتی بسیاری از معامله‌گران خرد است. می‌توان از این تایم فریم برای دریافت سیگنال ورود، زمانی که تایم فریم معاملاتی شما ۴ ساعته است، استفاده کرد. در این تایم فریم می‌توان الگوهای قیمتی را با جزئیات خوبی پیدا کرد. همچنین در این تایم فریم می‌توانید به دنبال بریک‌اوت‌ها باشید. همچنین با استفاده از فیبوناچی اصلاحی، می‌توانید نواحی اصلاحی قیمت را پیدا کنید و وارد معامله شوید.

بهبود سیگنال‌های ورود و خروج

هنگامی که با بسیاری از معامله‌گران در مورد مزایای استفاده از تحلیل با چند تایم فریم صحبت می‌شود، به نظر می‌رسد اکثر آنها با تحلیل تایم فریم‌های بالاتر موافق هستند و آن را برای درک تصویر کلان از بازار مفید می‌دانند اما اکثر آنها برای بهینه‌سازی نقاط ورود و خروج خود کاری انجام نمی‌دهند.

  • بیشتر بخوانید : سه استراتژی مهم برای خروج از معامله؛ چگونه می‌توان از یک معامله سودآور خارج شد؟

همانطور که می‌دانید (یا به زودی متوجه خواهید شد) برای سودآوری در معاملات فارکس، باید تا جایی که می‌توانید از تمام مزیت‌های ممکن استفاده کنید. با نادیده گرفتن روش‌های بهبود اجرای معامله تنها سود خود را کاهش داده‌اید. برای از دست ندادن این سود باید هنگام اجرای معامله، به تایم فریم‌های پایین‌تر رفته و از آنجا معامله را باز کنید. همانطور که پیشتر گفته شد، برای یافتن سیگنال ورود و خروج باید تایم فریم معاملاتی خود را ۴ تا ۵ بار کوچک کنید.

گاهی معامله‌گران می‌ترسند که معامله را از دست بدهند به همین خاطر معامله را با هزینه بالاتری باز می‌کنند. در فارکس هر یک پیپ سود می‌تواند در بلند مدت حیاتی باشد. خصوصا وقتی نوسانگیر و یا اسکالپر هستید. پس بهتر است به جای اجرای مستقیم معاملات ابتدا در تایم فریم‌های پایین‌تر قیمت بهینه را پیدا کرده و در آن قیمت مشخص سفارش خود را قرار دهید. البته ممکن است تصور کنید ارزش معامله شما بیشتر از آن است که با قرار دادن سفارش در قیمت خاص احتمال عدم فعال شدن سفارش را بپذیرید. در این صورت می‌توانید معامله را در قیمت نامناسبتری باز کنید. این بستگی به شما دارد.

اما معمولا درج سفارشات و انتظار برای باز شدن معامله، بیشتر توصیه می‌شود. قرار دادن سفارش خرید و فروش علاوه بر کاهش هزینه‌ها و افزایش دقت شما در طول زمان، منجر به کاهش احساسات نیز در شما می‌شود. معامله‌گری فعالانه می‌تواند به مرور زمان باعث شود تا انگیزه بیشتری برای مداخله در جریان معامله داشته باشید و یا اینکه تایم فریم چیست و کاربرد در تحلیل تکنیکال معامله را زودتر یا دیرتر از حد معمول ببندید. همچنین ترس یا طمع می‌تواند در جریان معاملات بر شما چیره شود.

نتیجه‌گیری

استفاده مناسب از تحلیل با چند تایم فریم در فارکس احتمال موفقیت شما را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد. بدون شک، معامله‌گرانی که این روش را در معاملات خود گنجانده‌اند، قادر به بهبود نتایج خود خواهند بود.

مطمئنا بعضی معامله‌گران هستند که با وجود خواندن این مطلب باز هم به معامله بر اساس یک تایم فریم می‌پردازند. به این افراد باید گفت که شما اکنون کار سخت‌تری دارید، چون رقیبان شما یعنی همان معامله‌گرانی که این مطلب را خوانده و از آن در معاملات خود استفاده می‌کنند، اکنون توانایی بیشتری کسب کرده‌اند.

جهت پیگیری اخبار و تحلیل های فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرامی UtoFX بپیوندید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا